تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
داشت . شايد دليل آن اين بود كه اورنگ زيب كه شديدا پيرو تسنن بود ، مجددا علاقهء زيادى به ميراث تركى نشان داده بود . بنا به پيشنهاد او دست‌كم يك سرى آثار براى گرامر تركى تأليف شده بودند . در ميان آنها يك لغت‌نامهء تركى وجود داشت و كتابهاى مشابه ديگرى به دنبال هم آمدند ؛ علما كوشيدند فرهنگى تركى ، فارسى ، عربى ، و هندى گردآورند ، در واقع حتى سعى كردند كه آن را در مصرعهايى تنظيم كنند ! چنين آثارى در طول قرن 18 بارها منتشر شدند . قبل از غارت دهلى به وسيلهء لشكريان نادر شاه در سال 1739 ، محمد شاه فرمانرواى مغول و همچنين وزير اعظمش نظام الملك ، بايد با نادر به تركى مذاكره كرده باشند . ( 8 ) حتى در اشعار برخى از شاعران به اردو كه در آن زمان براى زبان ادبيات در حال تكوين بود ، گاهى از اوقات معماهايى تركى و كم و بيش مصرعهايى متناسب ( مثل سعادت يار خان رنگين ترك نسب ، ف . 1838 ) يافت مىشدند . با اين وصف مردى وجود داشت كه از شاعرانى كه با زبان بازى مىكردند تا بىقرارى خود را اثبات كنند ، با اهميت‌تر بود . اين شخص كه عضوى از خاندان مغول بود ازفرى گوركانى « 1 » بود . ( 9 ) او در سال 1758 در ردفورت دهلى كه پر از شاهزادگان و شاهزاده نماهاى بيكار بود ، به دنيا آمد ( لقب گوركانىاش اشاره به اصل و نسبش از تيمور گوركانى دارد ) و از آنجا گريخت تا نخست در دربار آواده در لكنو ، جايى كه او لغت تركى يا فرهنگ ازفرى را تأليف كرد ، مستقر شود . اين يك واژه‌نامهء تركى است كه امروزه در دبيرخانهء هند در لندن نگه‌دارى مىشود . سپس شاهزادهء ناآرام به سمت شرق به عظيم‌آباد ( پاتنا ) كوچ كرد ، جايى كه او به خواهش يك هندو اثر تركى ديگرى تأليف كرد . در حقيقت اين يك كتاب گرامر بود كه به تقليد از خالق بارى ، كتاب تدريس شعرى كه به امير خسرو نسبت داده شده بود ، نوشته شد و با واژه‌هاى تنرىترى آغاز مىگرديد . ( 10 ) سرانجام او در آخرين محل اقامتش ، مدرس ، اصول گرامر زبان تركى ( نظام تركى ) را نوشت . ولى بررسى و تحقيق قالبهاى شعرى او در عروض‌زاده ، پسر عروض كه بر اساس رسالهء عروض بابر تأليف كرد ، بسيار جالب توجه است ؛ كتابى كه از زمان جهانگير در قصر دهلى حفظ و نگه‌دارى شد و ظاهرا گاه و بيگاه به وسيلهء يك گرسنه و تشنهء علم ، يا شايد هم يك شاهزادهء مغول ملول مطالعه شده است . ازفرى كه يك شرح احوال پرهيجان به فارسى باقى گذاشته است ، مخارج زندگىاش را در مدرس از راه تدريس تركى تأمين مىكرد ؛ « خان عالم بهادر فاروق » فرمانرواى كارناتيك ( 1792 - 1854 ) از او به اندازهء كافى تركى ياد گرفت تا نه فقط به انگليسى ، بلكه به تركى نيز بتواند چند مصرعى شعر بگويد و بنويسد .
هامش
( 1 ) .AzfariGurgani .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 280 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى