مىنهاد . اين اثر با مينياتورهاى بهترين استادان دربار مغول مثل گواردهان « 1 » و مانوهار « 2 » تزيين شده بود .
خوشنويسان دربار هرات آن را كپى كرده بودند و مغولان احساس غرور مىكردند كه نسخهاى از آن را در اختيار دارند ؛ ديوان تركى سلطان حسين بايقرا به خط سلطان على مشهدى استاد خوشنويسى هرات ، به كتابخانهء شاه جهان تعلق داشت كه داراشكوه از آنجا آن را به ارث برد . ( 1 )
در حاشيه قابل ذكر است كه حدود سال 1500 شاه اسماعيل صفوى پادشاه ايران و همچنين غانزوه قورى « 3 » سلطان مملوك مصر ، اشعارى به تركى سرودهاند ؛ عين اين موضوع در مورد شيبانيهاى ازبك كه ميراث قلمروى تيمورى را در آسياى مركزى تحويل گرفتند ، صدق مىكند . اشعار تركى حتى به موغال خانم ، همسر شيبانى خان هم نسبت داده مىشود . ( 2 )
بدينترتيب طبيعى بود كه بابر با زبان دودمانش آشنا باشد و او نه فقط شرح احوالش را بسيار زنده به تركى نوشت ، بلكه تعداد زيادى شعر سرود كه در ميان آنها 52 معما نيز وجود دارد ؛ زيرا كه او با رهبر متخصصان معماى دورهء خود ، شهاب الدين معمايى دوست بود . علاوه بر اين ، او در رسالهء عروض خود ، انواع مختلف علم عروض تركى را در كنار قالبهاى كلاسيك فارسى مورد بررسى قرار داد و از اين طريق امكان نظرى اجمالى ، دربارهء قالب مصرعهاى تركى ، مثل ترخانى ، قشوق و تويوق بسيار محبوب ، به خوانندهء مدون داد . در كنار رسالهاى دربارهء سيستم حقوقى حنفى ( كه در مورد همهء اقوام ترك به كار برده مىشود ) بابر حتى جسارت به خرج داد تا رسالهء وليديه را كه اثرى مربوط به علوم الهيات از استاد اعظم نقشبندى آسياى مركزى عبيد اللّه احرار ( ف . 1490 ) بود ، در مصرعهاى ساده به تركى برگرداند . او در نوامبر 1529 روى اين 243 صفحه رساله ، به اين اميد كه با چنين كار خداپسندانهاى مجددا بهبودى كامل از بيمارى رودهاش را به دست آورد ، كار كرد .
در ميان پسران بابر ، همايون فارسى مىنوشت ، در حالى كه كامران ميرزا خود را به عنوان شاعرى كه به تركى شعر مىسرود ، ممتاز و برجسته ساخت . اين شاهزاده كه به سبب مخالفتهاى سياسى دايمى بالاخره چشمانش را كور و به مكه تبعيدش كردند ( ف . 1557 ) ، شاعر خوبى بود و گفته مىشود كه برادران شيرىاش نيز استعداد شاعرى داشتند . كامران با دختر حسين ، شاهزادهء ارغون از سند ازدواج كرده بود و در دربار ارغون در تاتا - سند تركى فهميده مىشد ؛ چون ارغونها مثل ترخانها ، جانشينانشان در سند ، از منطقهء مرزى افغانستان در آسياى مركزى آمده بودند و برخى از مجموعههاى شعر تأليف شده به وسيلهء فخرى هروى در دربار آنان كه دربارهء شاهزادگان شاعر روضت السلاطين و شاهزاده خانمهاى شاعره ،
هامش
( 1 ) .Govardhan .( 2 ) .Manohar .( 3 ) .Qansauhal - Ghuri .