هندى مورد استفاده قرار گرفت كه نشانهء اصولا مورد قبول آن اينك زبان اردو است - اين واژه نيز تركى است ؛ چون مشخصكنندهء زبان اردوى معلا ، اردوگاه سپاه معظم اردوگاه سپاه مىباشد .
عناوين خانوادگى مثل اپا « 1 » ، خواهر بزرگتر ، اتا « 2 » ، پدر ، كوكا « 3 » ، برادر شيرى ، ينگه « 4 » ، جارى يا لغاتى مشتق شده از بگ « 5 » ، آقا و خان « 6 » و سرانجام عناوينى براى زنان مثل بيگم و خانم تا امروز مورد استفاده هستند .
اسامى خاص نيز ، گرفته از اسم خود بابر به معنى ببر و تيمور جد خاندان به معنى آهن تا اسامى تركيبىاى مثل تانرى بردى « 7 » ، خداداد يا پيشگويى خوب مثل قوت لوگ « 8 » ، خوشبخت ، غالبا تركى بودند .
نامهاى تركى براى حيوانات خيلى زياد بود : قره قويروق ، غزال دم سياه ، ترنا ، درنا ، تويگان ، قوش ، قاطر و خيلى اسامى ديگر . معمولا با يك كمكجو ، كمككننده ، به ييلاق ، چراگاه تابستانى كوچ كرده مىشد ، در حالى كه مطمئنا قوش بيگى ، رئيس قوشداران همراه ديگران در حركت بوده است .
لباسها و تجهيزات اوايل دورهء مغول عناصر تركى زيادى را نشان مىدهند ؛ خانمهاى نسلهاى اوليهء مغولان در مينياتورها از روى كلاههاى تركىشان قابل شناسايى هستند . سبك بستن عمامهء شاهزادگان و مأموران دولت در هند مغول نيز كه برعكس عمامهء بزرگ علما به نسبت كوچك و پهن بسته مىشد ، اجازهء پيگيرى در آسياى مركزى را مىدهد . هدايا ، توقوز « 9 » ، نه ، بودند ، چون طبق سنت تركى اهداى آنها در نه مرتبه نسخهبردارى انجام مىگرفت .
اينكه واژهء ترك در هند ، همانطور كه بيشتر از همه در ادبيات زبانهاى ناحيهاى آشكار مىشود ، پيش از دورهء مغول مترادف واژهء مسلمان شده بود ، نبايد ناديده گرفته شود .
در زمان حكومت اجداد بابر در آسياى مركزى ، تركى جغتايى زبان و ادبيات سطح بالا بود . دربار سلطان حسين بايقرا ( ف . 1506 ) ، از بستگان بابر در هرات ، مركز ادبيات تركى جغتايى بود كه هم به وسيلهء شخص شاهزاده و هم به وسيلهء دولت و وزيرش مير على شير نوايى ، حفظ و مراقبت مىشد . خمسهء نوايى به تركى - تقليدى از پنج منظومهء نظامى جزو آثارى است كه سلطان جهانگير به آن بيشتر از همه ارج
هامش
( 1 ) .apa .( 2 ) .ata .( 3 ) .koka .( 4 ) .yanga .( 5 ) .beg .( 6 ) .khan .( 7 ) .tanriberdi .( 8 ) .qutlug .( 9 ) .toquz .