تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
هم دوره‌اش از تمام گنجينهء لغات عربى استفاده كرده و بعضا اثرى فوق العاده خلق كرده بود . عبدل عزيز بيگلرامى ( ف . 1726 ) هم‌عصر او نيز كه در ايالتهاى مختلف قلمروى مغول به عنوان مأمور دولت خدمت كرده بود ، اشعارى هنرمندانه در مدح حضرت محمد ( ص ) سروده است ، در حالى كه عبدل عزيز نوهء آزاد بيگلرامى ( ف . 1785 ) در اورنگ زيب آباد اثرى تأليف كرده است كه نياز به بررسيهاى دقيق‌تر دارد ؛ اين اثر سبحة المرجان « 1 » ، « تسبيح مرجانى بر فراز هند » ، است . او در اين كتاب كوشيده است هند را موطن اصلى پيشگويى نمايش دهد ، ارتباطهايى بين اشعار عربى و سانسكريت بيابد و نشان دهد كه چگونه خيلى از مسلمانان خوب ، به ويژه صوفيان ، از هند آمده‌اند . آزاد نيز مثل شاه ولى اللّه به زيارت مكه رفته بود و كمى بعد يكى از شاگردان شاه ولى اللّه نيز در آنجا اقامت گزيد . اين شخص سيد مرتضى معروف به الزبيدى بود ، چون شهر زبيد در يمن از صدها سال پيش به عنوان محل توقف براى زايران از هند مورد استفاده بود و مركزى مهم براى عالمان دينى و دانشمندان به حساب مىآمد . سيد مرتضى كه اصل و نسب هندىاش همواره فراموش مىشود ، فرهنگ بزرگ عربى ، تاج العروس « 2 » و همچنين تفسيرى ضرورى در ده جلد براى اثر احيأ العلوم الدين غزالى را تأليف كرده است . ولى او به هند بازنگشت و در سال 1798 در قاهره درگذشت . در اينجا به صورت گذرا لازم است از روابط بين شهرهاى دكن ، به ويژه گلكندا و دنياى عرب نام برده شود كه در زمان اقامت شاعران و نويسندگان مختلف عرب در دربار گلكندا در قرن 17 به اوج رسيده بود . در دربار آواده نيز كه در نتيجهء ادامهء ضعف حكومت دهلى در اواخر نيمهء دوم قرن 18 به يك مركز فرهنگى تبديل شده بود ، يك عرب دوستدار ادبيات ظاهر شد . احمد بن محمد اليمانى الشيروانى در آنجا اثرى عربى به سبك معروف مقامات حريرى نوشت كه از دورهء قرون وسطا از طريق آن هر دانشجوى پيشرفته‌اى در هند ، ظرافتهاى پالايش شده‌ترين عربى كلاسيك را فراگرفت و در شبه قاره همواره از آن پيروى گرديد . مناقب الحيدريه او كه به پادشاه لكنو غازى الدين حيدر ، اختصاص داشت به عنوان اولين اثر روى ماشين چاپى با حروف قابل حركت كه به وسيلهء شاه وارد شده بود ، به چاپ رسيد و ارزشى مضاعف داشت : از يك سو به عنوان نشانه‌اى براى توجه تمام‌نشدنى مسلمانان هند به عربى و از سوى ديگر به عنوان توليد اولين ماشين چاپ با حروف عربى در شبه قاره ، البته پس از اينكه پرتقالىها در دورهء اكبر ماشين چاپى درگوآ در اختيار داشتند . بايد اضافه كرد كه هر مسلمانى دست‌كم شناختى ابتدايى از عربى داشته و دارد و بدين‌ترتيب
هامش
( 1 ) .subhatal - marjan .( 2 ) .tajal - arus .