اختلاطى اضافه مىشوند ؛ سه حرفىها نوعى الفباى طلايى هستند . « باراماسه » « 1 » ، اشعار دوازده ماهه ، ابراز دلتنگى عاشقى براى معشوق است كه هر ماه افكار و نظرات خود را به نوع ديگرى بيان مىدارد - هر دو نوع شعر در قالب مصرعهاى بلند و كوتاه ممكن هستند . نبايد فراموش شود كه شعر مردمى كه بعدها نوشته شده است ، تقريبا در همهء موارد براى آوازخوانى به وجود آمده بود ؛ تكرار مكرر و تمايل خواننده در كاربرد وزن و قافيهء شعر روشنگر اين موضوع است .
عربى
عربى همواره صرفا زبان اسلام بوده است و از نخستين زمان ظهور مسلمانان در شبه قاره آثار بىشمارى دربارهء مسائل علوم الهيات و علم حقوق به اين زبان تأليف شده است . ادبيات حديث - گفتههاى حضرت محمد ( ص ) و گزارشهاى مربوط به او ، شكوفا شدند و هند همواره منطقهء ثمربارى براى مطالعات حديث باقى ماند . عين اين موضوع براى متون گرامرى معتبر است كه طلاب مدارس به وسيلهء آنها كه غالبا در كتب درسى موزون و قافيهدار شدهاند ، مىتوانستهاند گرامر عربى و همچنين آثار مربوط به تصوف را حفظ كنند و فراگيرند ( و بعضا هنوز هم بياموزند ) . آثار بزرگ الغزالى ( ف . 1111 ) و معرفى علم اخلاق صوفى از « ابو نجيب السهروردى » ( ف . 1165 ) تحت عنوان آداب المريدين « 2 » ، در جريان و چرخش بودند و طى قرن 15 نوشتههاى عارف بزرگ ابن عربى ( ف . 1240 ) به ويژه فصوص الحكم ، در هند بسيار متداول شدند و بارها مورد استفاده قرار گرفتند . در بين آثار عرفانى تأليف شده در هند ، مغول ، بايد نخست از پنج گوهر محمد غوث گواليورى نام برد كه هم به عربى و هم به فارسى وجود دارد . اين اثر بسيار پيچيده كه در آن طالع بينى ، فرمولهاى اسرارآميز ، احضار ارواح به اسم ، و خيلى چيزهاى ديگر درهم بافته شدهاند ، تأثير زيادى روى اسلام مردمى در هند گذاشته است .
از اين اثر عارفانه ، ساحرانه كم تأثيرتر ، ولى جنجالىتر ، كار جسورانهء فيضى ( ف . 1595 ) شاعر دربار اكبر و يك صوفى بسيار وابسته به همايون بود كه با حروفى تماما بىنقطه تفسيرى بر قرآن تحت عنوان سواطع الالهام نوشت . براى درك مشكل يك چنين اثرى بايد دانست كه در الفباى عربى علامتهاى تغييردهندهء صداى حرف تعداد زيادى از حروف صدادار كه به طور معمول ظاهرا يكسان به نظر مىرسند تفاوت دارند ؛ اگر آنها وجود نداشته باشند ، ديگر نمىتوان شكل خيلى از افعال را تشخيص داد و بدين ترتيب هزاران امكان براى غلط خواندن متن وجود خواهد داشت . تفسير فيضى كارى مطلقا بيهوده ناميده شد ؛ ولى او قصد داشت از اين طريق تسلط كامل خود را به زبان عربى ثابت كند و همانطور كه گفته
هامش
( 1 ) .baramasah .( 2 ) .adabal - muridin .