بربر و به دست آمدن بزغالهاى كاملا مضحك گزارش مىكند . فرمانروا قرقاول هم پرورش مىداد ، بدين نحو كه تخم آنها را زير مرغ مىگذاشت . جفتگيرى درناها براى او بىنهايت جالب توجه بود و در تزوك جزء به جزء توصيف شده است .
يك چشمانداز پاييزى در كشمير شايد زيباترين تصاوير مغول از حيوانات است : در يك درخت چنار عظيم با برگهاى پاييزى طلايى رنگ تعداد زيادى سنجاب بازى مىكنند . يك شكارچى با كلاهى پوستى از درختى با مهارت بالا مىرود و سنجابهاى كوچك متوجه او نيستند . درست در همين موقع صداى گفتوگوى آرام بين دو سنجاب كوچك و مادرشان در تنهء خالى درختى به گوش مىرسد كه براى بچههاى كنجكاو ظاهرا چيزى از دنياى وسيع درخت عظيم تعريف مىكند . . . ( 30 )
مطالعات و بررسيهاى بىشمار حيوانات در دورهء مغول اجازه مىدهند كه مصورسازى داستانها و افسانهها كامل شوند ، از كشتى نوح ( 31 ) و دنياى حيوانات حضرت سليمان كه به زبان پرندگان آشنا بود گرفته تا روايت هندى افسانهء حيوانات . در دورهء مغول توجهى واقعى به امپراتورى حيوانى قابل تشخيص است كه نه فقط از ملاحظات بابر و كنجكاويهاى جهانگير ، بلكه از كتاب مرجع كلاسيك دميرى « 1 » ، ( ف .
1405 ) ، از دورهء قرون وسطا ، تحت عنوان حيات الحيوان الكبرى « 2 » ، زندگى بزرگ حيوانات ، كه از عربى به فارسى ترجمه شده است ، آشكار مىشود .
سورهء 105 : « فيل » ، نوشته شده در شكل يك فيل
هامش
( 1 ) .Damiri .( 2 ) .hayatal - haywanal - kubra .