تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
پشت سواركار روى اسب نشانده مىشد و اگر خيلى گران‌بها بود در نوعى كجاوه بين دو اسب حمل مىگرديد . به محض اينكه غزالها يا شكارهاى ديگرى در معرض ديد قرار مىگرفتند چشم‌بند - غالبا قرمز رنگ - يوزپلنگ برداشته مىشد و او با خيزهاى بلند به سمت حيوان مىپريد ، بدين نحو كه قاسم كاهى در دربار اكبر مىنويسد :
يوزپلنگ فرمانروا كه غزال را شكار مىكند * سراپا چشمى براى ديدن شده است ؛ ( 21 )
يعنى اينكه تمام لكه‌هاى سياهش چشم شده به نظر مىرسند . وقتى كه چنين يوزپلنگى در شكارى با يك جست بلند باور نكردنى غزالى ظاهرا غيرقابل دستيابى را مىگرفت ، فرمانروا چنان مشعوف مىشد كه « درجهء يوزپلنگ را بالا مىبرد و او را به رياست يوزپلنگها منصوب مىكرد و دستور مىداد كه جلو اين يوزپلنگ طبل نواخته شود » ، همان‌طور كه براى افسران ارشد مرسوم بود . جاى سؤال است كه يوزپلنگ منصوب شده به رياست يوزپلنگها در حقيقت در اين موقعيت چه قيافه‌اى داشته است ، شايد مثل يوزپلنگ پدر در تصوير باساوان كه با سرحالى و رضايت ، ماده‌اش را با چهار تولهء زيباى خسته از بازى نظاره مىكند ، مغرورانه مىدرخشيده است . . . ( 22 ) يوزپلنگ هنگام بردن به شكارگاه
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 263 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى