تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
اعتقاد » است . متأسفانه اتفاق افتاده است كه گربه‌اى شاهانه بازى شكارى را شكار كرده باشد . . . در ميان حيوانات قصر كبوترها بسيار محبوب بودند كه هم براى مسابقهء پرواز و هم هنر پروازهاى آكروباتيك ، حركاتى كه اكبر را به ياد رقص دراويش در عالم خلسه مىانداخت ، تربيت كرده مىشدند . فرمانروا اين رقصها را عشق بازى مىناميد و خود را با پرورش كبوترهاى برگزيدهء زيبا و رنگارنگ كه از آنها بيشتر از 20000 جفت در دربار وجود داشته است ، ( 25 ) سرگرم مىكرده است . در مكاتبات دربار حتى از هديهء كبوترهاى گران قيمت هم نام برده شده است و برخى از تصاوير پرندگان را در شكوهى غيرقابل تقليد نشان مىدهند . زمانى كه جهانگير در ماندو بود و مىخواست با مقر اصلى در برهان‌پور سريعا مبادلهء گزارش كند ، دستور داده بود كبوترها را به عنوان كبوترهاى نامه‌بر نيز تربيت كنند . ولى همايون - سه نسل قبل - خروسى سفيد داشت كه او را با كشمش تغذيه مىكرد : حيوان كه در مكانهاى معينى براى ظروف ، زندگى مىكرد به طورى كه آفتابه‌چى مىنويسد ، بايد خدمتكاران را براى نماز صبح بيدار كند . به نظر مىرسد كه پرندگان ديگرى هم در قصر بوده باشند ، در غير اين صورت مفهوم قفسهاى ارزشمند ساخته شده با هزينهء كار زياد و هنرمندى شگفت‌آور كه غالبا از عاج بودند و نقوش هندسى و گل و گياه را به نمايش مىگذاشتند ، ( 26 ) قابل درك نبود . تصاوير زيباى استادان دربار جهانگير از پرندگان نيز تحسينى را كه شاهزاده و هنرمندانش براى زيبايى پرندگان احساس مىكردند ، گواهى مىكنند . هيچ‌گاه طاووسها - پرندهء ساراسواتى « 1 » ، الههء هندو ، و پرندهء هندى شاخص - زيباتر و درخشان‌تر از تصوير يك جفت طاووس منصور نمايش داده و نقاشى نشده‌اند . بايد توجه داشت كه اكبر كشتن طاووسها را به وسيلهء فرمانى ممنوع كرده بود ! ( 27 ) جهانگير در آخرين ديدارش در كشمير دستور داد برايش يك مرغ هما بياورند و بررسى كرد كه آيا او همان‌طور كه در افسانه‌ها ادعا شده است ، واقعا از استخوان تغذيه مىكند يا خير ؟ در معدهء حيوان خرده‌هايى از استخوان و حيوان اصيل كه « ضررش به كسى نمىرسيد » ، به حق مورد تحسين قرار گرفت . كنجكاوى علوم طبيعى جهانگير سيرىناپذير بود و عشقش به نقاشى بىحد و مرز . بدين‌ترتيب او دستور داد هر حيوآن جالب توجهى كه به آن برمىخورد و هر گياه نادرى را كه مىديد ، نقاشى كنند . آيا آنجا حيوان راه راه عجيب و غريبى كه اين‌طور به نظر مىرسيد كه انگار او را راه راه رنگ كرده باشند ، به سوى او نمىدويد ؟ اين يك گورخر بود ، ( 28 ) كه او بعدا به عنوان يك هديهء بزرگ ارزشمند به شاه عباس ، پادشاه ايران ، اهدا كرد ، و عجب حيوان گيرايى بود بوقلمون كه تازه از گوآ به هند اسلامى آورده شده بود ؛ گلو و كاكلش كه به رنگ قرمز مىدرخشيد بايستى هر نقاشى را مجذوب كند ! ( 29 ) او دست به آزمايشهاى علمى زد و يوزپلنگى را با يك ببر جفت انداخت كه در اين ميان به موفقيت دست يافت . او وجدزده دربارهء آزمايش موفق جفت‌گيرى يك بز كوهى با شاخهاى پيچ خورده به سمت بالا با بزى از نژاد
هامش
( 1 ) .Saraswati .