زندگى يك ميرزا
اغلب اوقات به نظر مىرسد كه فقط در مورد كار عادى فرمانروايان ، وظايفشان ، و غالبا تفريحاتشان اطلاعاتى داريم ؛ ولى يك اتفاق مناسب ، دو اثر فارسى را براى ما حفظ كرده است كه در آنها آرمانهاى يك اصيلزاده توصيف شدهاند . البته در حقيقت طبقهء نسبتا گستردهاى از منصبداران وجود داشتهاند كه كم و بيش مقام مهمى در دربارها يا در ايالت داشتهاند . طبقهء روحانيون و علما از همه نوع نيز نبايد فراموش شود . به آنها تجار كه گاه بسيار ثروتمند هستند ، ولى ثروتشان را غالبا پنهان مىكنند تا از پرداخت ماليات و ساير طرق تحليل مالى فرار كنند ، اضافه مىشوند .
ولى همانگونه كه دو اثر فارسى ميرزانامه « 1 » قرن 17 ، نوشتهء عزيز احمد توصيف مىكند ، ميرزا مرد اصيلى است در محيط دربار - واژهء ميرزا در اينجا ديگر فقط براى وابستگان به دربار تيموريان به كار نمىرود ، بلكه تقريبا به مفهوم لرد يا بارون در زبان انگليسى است .
چه چيز اينك يك ميرزا را برجسته و ممتاز مىنمايد ؟
او بايد از خانوادهاى خوب باشد و به قدر كافى پول داشته باشد و متناسب با موقعيت اجتماعى زندگى كند . او بايد ترجيحا منصبدارى 1000 ذاتى يا بيشتر باشد ؛ در صورتى كه منصبى نداشته باشد ، بايد تاجرى قابل اعتماد باشد . در اين صورت سرمايهء اصلىاش بايد بالغ بر 10000 تومان باشد . ثروت يا ارتقاى درجه نبايد هدفش باشد ، چون يك چنين حسرتى شايستهء يك ميرزا نيست . چون احترام او به اين نيست كه گلى به عمامهاش زند ، در باغها قدم بزند و عمامهاى سبز بر سرش گذارد . ( چيزى كه علامت سيدها ، اولاد پيغمبر است ) . خير ، يك ميرزاى واقعى بايد كارى براى معلوماتش كند ، هر روز چيزى دربارهء علم اخلاق بخواند و البته ادبيات كلاسيك ، مثل گلستان و بوستان سعدى را بشناسد . مرتبا بايد مراقب قرائت قرآنش باشد و با مسائل حقوقى كمى آشنا باشد ، ولى نبايد وارد بحثهايى دربارهء مسائل دشوارى مثل
هامش
( 1 ) .Mirzanama .