در دورهء اكبر در پايتخت محل خاصى براى تجار اسب وجود داشت كه بدينترتيب امكان كنترل اينكه آيا حيوانات خوب نگهدارى شدهاند ، وجود داشت . يك تاجر بسيار موفق اسب لقب تجارت خان مىگرفت .
مجموعهء اسطبل اكبر بايد شامل شش اسطبل هر كدام با 40 رأس اسب بوده باشد . اسبها نيز مثل فيلها براساس ارزششان علوفه دريافت مىداشتند كه در واقع از نخود فرنگى پخته ، علف يا كاه ، حبوبات ، شكر ، كرهء خالص ، ملاس و غلات را شامل مىشده است . البته همانطور كه رئيسى براى فيلهاى سلطنتى وجود داشت ، جهانگير از اسبى كهربايى با يال سياه نام مىبرد كه در رأس اسبهايش قرار داشت .
يك دامپزشك مراقب وضع سلامتى حيوانات بود ، كتابهاى مرجع علوم درمانى اسب از اوايل قرون وسطا در دنياى اسلامى وجود داشته است . موزهء ول كام در لندن يك نسخهء خطى دربارهء اسب و علوم درمانى اسب كه از منابع سانسكريت و عربى به فارسى ترجمه شده و داراى تصاوير متعدد است ، در اختيار دارد . يك سرپرست كل بر هر يك از اسطبلها نظارت مىكرد و يك حسابدار عهدهدار پرداختها و مجازاتها بود ؛ ولى ناظر كل همهء اسبهاى اصيل دولت ، اتابك ، يكى از اصيلزادگان و الا بود . وضع بدنى حيوانات مرتبا آزمايش مىشد . گروهى از خدمه بايد لگام و زينافزار را اداره مىكردند ( اختهچى ) ، در حالى كه يك احدى بايد سرعت اسبها را امتحان مىكرد . جوانان راجپوتى به عنوان يك تكسوار خدمت مىكردند . گاه و بيگاه مسابقات اسبدوانى برگزار مىشد . در ميان اسبهاى ارزشمند اسبهاى راهوار هم وجود داشت . خدمهء سطح پايين اسطبلها را تميز مىكردند . از اسپندى كه در ورودى اسطبلها دود كرده مىشد تا از چشم زدن جلوگيرى شود ، مشخص مىشد كه اسبها چهقدر ارزشمند بودند .
اسبها هر شش ماه تجهيزاتى جديد دريافت مىداشتند كه مثل فيلها متناسب با درجه و اهميت حيوان انتخاب شده بود . در هر حال يك عرقگير زين از چيت گلدار با لايى پنبه مثل يك يال پوست ، كه پوششى براى يال بود و براى مواقع جشنها بافته مىشد ، جزو تجهيزات بود ؛ گاهى از اوقات يك اسب اصيل حتى زينتى براى سر داشت . عرقگيرهاى زين براى مواقع جشن غالبا طلادوزى يا از چرم سوزندوزى شده بودند . گاهى نيز به قوزكهاى دست و پاى اسبها حلقههاى فلزى زنگوله شكل مىبستند و برخى اوقات ديده مىشد كه پاهاى اسب و حتى تمام نيمهء پايين حيوان قرمز رنگ نقاشى شده است .
ولى در اقدامات جنگى اسبها - دستكم اسبهاى فرماندهان سپاه - همانطور كه بيشتر مينياتورهاى بابرنامه نشان مىدهند ، ماسك و زره دارند .
اسب با ورود به اسطبل ، علامت داغى روى گونهء راست كه قيمتش را نشان مىدهد ، دريافت مىكند .
منصبداران موظف به نگهدارى سوارهنظام ، بايد حيواناتشان را همچنين با علامت داغ نشانهگذارى كنند تا بدينترتيب تقلبى پيش نيايد . از آنجا كه آب و هواى بنگال براى اسبها ناسالم بود ، سواره نظامها در آنجا مواجبى بسيار بالا دريافت مىداشتند تا بتوانند حيوانات را كه ثروت بزرگى برايشان بودند ، بهتر تأمين كنند .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: آنه مارى شيمل
ص٢٦٠