دارد ، مثلا طبيبى در اثر سوراخ شدن ريهها درگذشته است . ولى با وجود همهء شكوهها در مورد بيمارى آسم و ناراحتيهاى گوارشى همواره موجود ، مهمترين عامل مرگ در جمع اشراف ، بهرهمندى بيش از حد از مواد مخدر و الكل بوده است . . .
دنياى حيوانات
وقتى كه ما به آب ايستاده نزديك شديم ، چيزى عجيب و غريب ديديم . بين اين آب و آسمان چيزى كاملا قرمز ، مثل سرخى شفق پديدار شد و سپس دوبار ناپديد گرديد . اين عمل مرتبا تكرار شد . وقتى كه به آن رسيديم ، متوجه شديم كه اينها فلامينگوها هستند .
نه ده هزار و نه بيست هزار ، فلامينگوها بىشمار و پايان نيافتنى بودند . وقتى در پرواز شاهپرهايشان را حركت مىدادند ، پرهاى قرمز رنگ آشكار و زود محو مىشدند . . .
بابر در 20 سالگى خاطرهاى فراموش نشدنى را در نزديكى كابل اينچنين توصيف مىكند و با وجود اينكه تمام ترجمهها تاكنون پرندگان مذكور را غاز ناميدهاند ، ولى در حقيقت فلامينگوها ، يعنى غازهاى حسينى مطرح هستند كه از آنها تا امروز هنوز گروه كوچكى در منطقهء نامبرده شده به وسيلهء بابر در افغانستان ، باقى مانده است . ( 1 )
توصيفات شاهزادهء جوان مغول را ناظرى تيزبين بر طبيعت نشان مىدهند و شرح احوالش مقدار زيادى اشارات مهم در مورد گل و گياه و جانوران منطقهء افغانستان و به ويژه شمال غربى هند را در بر دارد ، جايى كه او عجيبترين موجودات را به چشم ديده و گاه با تحسين و گاه منتقدانه به توصيف پرداخته است ؛ اين ابراز علاقه نسبت به همهء ديدگاههاى طبيعت را ، نبيرهاش جهانگير نيز به ارث برده است كه كنجكاوىاش براى علوم طبيعى حد و مرز نداشت ، و ما مجموعهء اسناد و مداركى تحسينانگيز از تمام حيوانات آورده شده نزد فرمانروا را از ملخ گرفته تا گاو كوهى كوهاندار - مديون نقاشانش هستيم .
آنچه در هند بيشتر از همه روى اكبر تأثير گذاشته است ، فيلها بودند ( كه البته در گذشتهها از شبه قاره صادر شده بودند ) . او يك فصل طولانى را در بابرنامه كه به خوبى مصور است ، به آنها اختصاص داده و هنرمندان هندى تمام سعى خود را كردند تا حيوانات عظيم الجثه را تا حد امكان طبيعى ترسيم و نقاشى كنند ، با اين وصف گاهى نسبت به سوارهايشان بسيار عظيم بودند .
وقتى كه قلمروى مغول تحت حكومت اكبر تثبيت شد ، فيلها مهمترين و پر اعتبارترين بخش دربار شدند . آيا پلكانهاى عظيم مخصوص براى بالا رفتن از فيلهاى دولتى وجود نداشت ؟ ابو الفضل جز فيلهاى فرمانروايش ، براى هيچ حيوان ديگرى مقاله ننوشته است ! « 1 »
هامش
( 1 ) . آيين اكبرى .