تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
كه در شرق و غرب صدها سال به عنوان كارى استاندارد داراى اعتبار بود ، آغاز مىشد . در همان زمان اكبر يك كار تحقيقى روشن و گويا در مورد شناخت واژه‌ها و اصطلاحات علم طب كه به او تقديم شده بود ، وجود داشت و وقتى اكبر ، بيمار در بستر بيمارى خوابيده بود ( همان‌طور كه بارها در كتابهاى خطى تصوير شده است ) يوسفى هراتى « 1 » قصيده‌اى دربارهء حفظ سلامتى نوشته است . همين شخص براى همايون اثرى تحت عنوان رياض الادويه « 2 » ، باغ داروها ( 1539 ) تأليف كرده است . يك نسل بعد ، در سال 1595 رساله‌اى موزون دربارهء داروسازى تقديم اكبر شد كه فرمانروا شخصا آن را ، فوايد الانسان « 3 » نام گذاشت . شايد اين اثر به اثرى با همين نام ، متعلق به طبيب ديگرى از دورهء اكبر و جهانگير ، به اسم روح اللّه بهرخى « 4 » ( روح اللّه ، روح خدا ، نيز يكى از القاب مسيح است ) شبيه باشد . روح اللّه تيولى در برخ « 5 » دريافت داشت و علاوه بر آن با نقره وزن شد ، زيرا كه نورجهان را معالجه كرده بود . حكيم الحكماى قبلى دربار شاه عباس با نام متناسب و شاعرانهء شفايى ( از شفا ) ، براى اكبر نيز كار مىكرده است ، ولى نقش ابو الفتح گيلانى « 6 » كه خود را به عنوان حامى شاعران ايرانى برجسته و ممتاز جلوه‌گر ساخته است و با بزرگان كشور مكاتبه داشته ، بسيار مهم بوده است . ركن الدين مسيح كه در سال 1602 به دربار راه يافت ، تا دورهء شاه جهان كه او طبيب محبوبش محسوب مىشد ، مقامى نسبتا بالا و مؤثر داشته است ؛ او ابياتى عارفانه نيز سروده است . ( 3 ) در دورهء شاه جهان داروسازى به نام نور الدين شيرازى ظاهر شد كه نوهء دوستان مورد اعتماد اكبر ، فيضى ، و ابو الفضل بود . او آثار متعددى دربارهء داروسازى براى فرمانروا و شاهزادگان نوشت و آثارى عارفانه نيز تأليف كرد . يك رسالهء سه جلدى دست‌نويس به زبان فارسى در قطع بزرگ كه اينك در انجمن سلطنتى آسيايى در لندن نگه‌دارى مىشود ، با عنوان معالجات داراشكوهى متعلق به شخصى به نام حكيم مير محمد عبد اللّه است ؛ اين اثر از خلق حضرت آدم و درك جهانى به قواعد رژيم غذايى و بهداشت روابط جنسى منتهى مىشود . ( 4 ) بديهى است كه اكبر نيز طبيبان مخصوص خود را داشته است و مشاهدهء اينكه در آن زمان اروپاييان به عنوان طبيبان دربار چه نقشى داشته‌اند ، جالب توجه است . مردانى مثل مانوچى و برنير در دربار او داراى مقامى نسبتا بالا بودند و نزديكى آنها با فرمانروا به آنان اجازهء نگاه به زندگى داخلى دربار و حتى به زندگى زنان دربار را داده بود .
هامش
( 1 ) .YusifiyiHerati .( 2 ) .riyadal - adwiya .( 3 ) .fawai › dal - insan .( 4 ) .RuhullahBhruchi .( 5 ) .Broach .( 6 ) .Abu'lFath - iGilani .