منابع گاه و بيگاه دربارهء بيماريهاى بروز كرده در كشور يا ناراحتيهايى كه باعث بيمارى فرمانروايان مىشد ، اطلاعاتى به دست مىدهند . شرح احوال بابر و جهانگير مدارك مهمى براى چگونگى نوع برخورد مغولان با بيماريهايشان هستند . بابر توصيف مىكند كه چگونه 25 روز دچار تب نوبه بوده است ؛ در گذشتهها نيز زمانى كه او كودكى بيش نبود ، بيمار بود ، مينياتورهاى بابرنامه نشان مىدهند كه چگونه خدمتكارى در هاون دارو مىكوبد و ديگرى به او مىخوراند . وى در جاى ديگرى به توصيف دارويى از آرد جو مىپردازد كه با داروى ديگرى مخلوط شده است ، كه در نتيجه طعم خيلى بدى دارد . ( 5 ) معالجهء يك آبسه نيز زياد مطبوع نبود : در ديگى فلفل را مىپختند ؛ سپس بيمار محل آبسه را روى بخار آن مىگرفت و آخر سر آبسه را در آب داغ فروبرده و شستوشوى مىداد . فرمانروا كه بهبود مىيافت همه براى تبريك مىآمدند و مطمئن به نظر مىرسد كه او همانطور كه رسم بود ، به حمام شفا مىرفته است .
جهانگير گزارش مىكند كه چگونه بازوى چپش حجامت شده و او با سردرد و تب در بستر افتاده و هيچ طبيبى نمىتوانسته است به او كمك كند ، فقط همسر محبوبش نورجهان دواى درد او را مىدانسته است . او شفاى خود را به حساب قدرت شفابخش روحى معين الدين چيشتى كه هنگام دعا به او متوسل شده است ، مىگذارد . آيا جدش بابر هنگام بيمارىاش ، كتابى مذهبى از عبيد اللّه احرار ، تحت عنوان رسالهء وليديه « 1 » را به نظم و شعر درنياورده و بهبود نيافته است ؟
اميد به شفا به وسيلهء بركت و رحمت پيغمبر ، همانطور كه زمانى بوسيرى « 2 » ، در مصر انجام داده بود ، يا به وسيلهء قدرت شفاى خدادوستان نيز امكان داشته است . ( 6 ) ولى امكان توسل به يك آيين مذهبى كهن ، يعنى سهبار چرخاندن بستر بيمار و بدينوسيله درد و رنج بيمار را متوجه خود كردن ، به همانگونه كه بابر هنگام بيمارى همايون عمل كرده بود ، نيز وجود داشته است . پرويز پسر جهانگير نيز بستر بيمارى پدرش را چرخانده بوده است ( كارى كه ظاهرا از نظر او درست نبود ) .
جهانگير يكبار در مورد ابتلا به اسهال كه در نتيجهء خوردن انبهء خيلى زياد پيش آمده بود ، شكوه كرده است . او غالبا از آب و هوا رنج مىكشيد ، از جمله در آگرا و به خصوص در گوجرات ، جايى كه او همواره از تب رنج مىبرد و مجبور بود كه بالا بياورد ، البته طبيبان به او توصيه كرده بودند كه مصرف شراب و ترياكش را محدود كند . ظاهرا فرمانروا به حملات آسم هم دچار مىشده است و در حالى كه باز هم طبيبان نمىتوانستند كمكى به او بكنند همسر عاقلش با موفقيت او را مداوا مىكرده است . ( 7 )
جهانگير بيماريها ، رخدادها ، و پديدههاى غيرعادى را بسيار دقيق زير نظر داشته است . مثلا او متوجه شده بود مردمان نزديك مرز كشمير و هند يك نوع برآمدگى زير گلو دارند ، در واقع ورمى ناشى از كمبود يد كه گاهى اوقات در محدودههاى كوهستانى پيش مىآيد .
هامش
( 1 ) .risala - iwalidiyya .( 2 ) .Busiri .