بارها از طاعون نام برده شده است ؛ اين بيمارى در سال 1616 در پنجاب و دو سال بعد در آگرا شيوع پيدا كرد و فرمانروا مجذوب مشاهدهء دختر جوان باجناقش آصف خان شده بود . او موشى را ديده بود كه پس از پيدا شدنش طاعون ناگهان شروع شده است .
جهانگير كه دوستدار زيبايى بود ميل نداشت كه روز سال نو هنگام سوارىاش به مناسبت جشن نوروز ، معلول يا بيمارى را مشاهده كند ؛ آنها مزاحم درك زيبايىاش مىشدند . ولى او با انبساط خاطرى سطحى ، از مردى آنچنان چاق تعريف مىكند كه نمىتوانست انتظار كوچكترين چيزى را داشته باشد - وقتى كه او مىخواست خلعت اهدا شده را به تن كند ، از تلاش بيش از حد مرد ! ( 8 )
البته شرح وقايع فقط كمى از بيماريهاى بروز كرده را نام مىبرند . مثلا شعرى طنزآلود و هجو براى فردى ناخوشايند ، به توصيف بيماريهاى بسيار متعدد در پايان قرن 16 مىپردازد :
تب ، قولنج ، بواسير ، تحليل رفتن ، استسقا ، سرخك ، كرم كدو ، غش ، و هذيان .
شرح احوال خيلى از افسران و علما نشان مىدهد كه قولنج و اسهال خيلى زياد اشاعه داشته است .
بى خود نيست كه مردم با جملهاى كه گفته مىشود متعلق به پيغمبر است تسلى مىيابند : « كسى كه در اثر ابتلا به اسهال مىميرد ، به عنوان شهيد مرده است . » اين در مورد مرگ ميان مير ، دوستدار بزرگ خداوند در دهلى ( ف . 1635 ) ، نيز گفته شده است .
از بواسير كه بسيار ناراحت كننده بوده و به سبب خونريزى مانع از گذاردن نماز مىشده ( هنگام نماز نبايد لكى روى لباس باشد ) ، بارها نام برده شده است . وقتى بيمارى آنقدر شديد مىشد كه نشستن ديگر امكان نداشت ، بعضىها تن به جراحى مىدادند ، كارى كه ممكن بود به مرگ منجر شود .
اين فقط كليم شاعر نبوده است كه در ديوان شعرى در مورد خارشك و جوش چركين شكوه كرده است . ( 9 )
در ميان بيماريهاى جهانگير يكبار هم از قطع ادرار نام برده شده است . جالب توجه است كه در مورد دو عضو جوان خاندان مغول از آلوپسيا « 1 » ، طاسى كامل ، نام برده شده است . از همان شعر مذكور آشكار مىشود كه مرض استسقا نيز كم نبوده است ؛ اميرى كه بند شلوارش در نتيجهء ورم چيزى حدود 70 / 1 متر طول داشته است با وحى و الهامى مقدس كاملا شفا يافته است . برخى اشارات به بيمارى سرطان ختم مىشوند ؛ جذام در طبقات بالاى جامعه در حقيقت وجود نداشته است .
تصاوير و اشعار نشان مىدهند كه از عينك از اواخر قرن 16 استفاده شده است . ولى استفاده از يك چشم مصنوعى شيشهاى ، ظاهرا به اوايل قرن 18 بازمىگردد . ( 10 )
ارزيابى اشارات پراكنده دربارهء بيماريها و درد و رنجها در طبقهء بالاى اجتماع نياز به يك متخصص
هامش
( 1 ) .Alopecia .