تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
برف و همچنين عطر گربهء وحشى زيباد كه در ليستهاى ابو الفضل هم آمده ، استفاده مىشده است . در كنار كندر ، عود كه در شرق هند از چوب عود به دست مىآمد و به ويژه در قرون وسطا ارزشمند محسوب مىگرديد ، سوزانده مىشد . براى بهداشت و نگه‌دارى بدن ، مثل امروزه ، از روغن گلها به ويژه ياسمن استفاده مىشد . ولى محبوب‌ترين عطر ، عطر گل سرخ بود كه تقطير مخصوص آن بايد ابداع مادر نورجهان بوده باشد . همهء عطرها بسيار روغنى بودند و اگر در مينياتورها لكه‌هاى تيره‌اى زير بغل خانمها يا آقايان ديده مىشود ، ناشى از رنگ دهى عطر غليظ است ؛ ولى از آنجا كه لباسها اصولا فقط يك‌بار پوشيده مىشدند ، اگر هم لكه‌هاى معطرى داشتند ، كه به هيچ نحوى پاك نمىشدند ، اشكال زيادى نداشت .

علم طب

ديروز وقتى كه مرگ مىخواست جان بيمارى را بگيرد ، گفت : * همواره هرجا كه مىآيم ، او قبل از من آنجا بوده است ! ( 1 )
اين مصرع براى طبيبى در دربار مغول گفته شده است كه لقب سيف الحكما « 1 » را دريافت داشته بود ، زيرا كه او بيماران را معالجه نمىكرد ، بلكه « به آنان در سفر به آن دنيا كمك مىكرد » . اينكه پزشك مذكور علاوه بر اين شاعر و متخلص به دوائى نيز بود ، داستان را جالب توجه‌تر مىكند . او مطمئنا تنها مورد از نوع خودش نبوده است ، طنز دربارهء طبيبان بدون مجوز موضوعى محبوب در ادبيات اسلامى هستند كه در دورهء فروپاشى سلسلهء سلطنتى مغول در طنزهاى بزرگ سودا « 2 » به زبان اردو تحت عنوان حكيم غوث ، به معنى يارىدهنده ، به اوج مىرسند . ( 2 ) اما ظاهرا طبيبان بهترى هم وجود داشته‌اند كه بعدا القاب افتخارى متملقانه‌اى مثل مسيح الدين « 3 » ، مسيح الملك « 4 » يا مسيح زمان به آنها داده شده است ؛ چون المسيح ، يعنى حضرت مسيح ، در قرآن به عنوان شفادهنده ستايش مىشود . « 5 » با مراجعه به سنت كلاسيك ممكن بود كه يك طبيب خوب را جالينوس زمان نيز بنامند . تعداد زيادى از طبيبان كه به دربار مغول نزديك بودند ، خود را نه فقط وقف كار عملى كردند ، بلكه رساله‌هايى نيز دربارهء مسائل طب و داروسازى نوشتند كه با تفاسيرى در مورد كار ابن سينا
هامش
( 1 ) .sayfal - hukama .( 2 ) .Sauda .( 3 ) .Masihal - din .( 4 ) .Masihal - mulk .( 5 ) . سورهء المائده ، آيهء 110 .