تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
اكبر مقام بالايى در سلسله مراتب منصب‌داران به دست آورده بود ، بدائونى را سخت مىآزرد و وقتى خواجه به دليل عدم آگاهى از امور نظامىگرى و سرسختىاش در جنگ با يوسف زهى پاتان كه منجر به فاجعه‌اى براى سپاه مغول و كشته شدن 80000 سرباز مغول شد ، مورد نفرت و انزجار قرار گرفت و غذاى دستهء سگان شكارى شد ، بدائونى خوشحال گرديد . موسيقى كلاسيك اصيل هندى به نظر مىرسد كه در دربار بسيار محبوب بوده است . به دهروپد ، موسيقى كلاسيك هندى ، به دقت گوش داده مىشد : از باختر خان ، يك خوانندهء دهروپد ، كه با سلطان ابراهيم عادل شاه دوم از بيجاپور كه شيفتهء موسيقى بود خويشاوندى داشت ، به ويژه نام برده مىشود . ولى جهانگير نازپرورده ظاهرا از موسيقى كشميرى ، به ويژه از آواز جمعى ساكنان آنجا ، زياد لذت نمىبرده است . ظاهرا موسيقى در قصرها و باغها طنين‌افكن بوده است ، همواره وقتى صحنه‌اى از قصر نقاشى مىشود ، چند نوازنده هم وجود دارد كه بايد آقايان يا خانمهاى اصيل‌زاده را سرگرم كنند و عدهء زيادى از منصب‌داران ظاهرا در دم و دستگاهشان نوازندگانى داشته‌اند . از تصوير كاملا زندهء دو مرد نوازنده كه در آن حال و هواى غروب يك روستا نشان داده شده ، ( 18 ) آشكار است كه نوازندگان مردمى هم وجود داشته‌اند كه در روستاها ظاهر مىشدند . براى اينكه تجسم شود چگونه مردان در حال چرخ زدن در حالت خلسه به نقاشان الهام بخشيده‌اند ، لازم است كه فقط به توصيفات بىشمار در مورد جشنهاى صوفيان در اماكن مقدسشان فكر شود ! ولى يك آقاى عالم و دانا براى اينكه خود را رسوا نكند ، بهتر است كه آواز نخواند ! وقتى كه نقاشان گاه و بيگاه صوفيان نوازندهء ماهر و نادرى را تصوير مىكنند كه با يك آلت موسيقى آويخته بر شانه ، سرزمين را زير پا گذاشته‌اند ، بدين‌ترتيب از عارفان روشنفكرتر رساله‌هاى زيادى از دورهء مغول وجود دارد كه به فرضيه و تجربهء موسيقى اختصاص داده شده است ؛ رساله‌هاى عارفان بزرگى مثل ناصر محمد عندليب ، از آن جمله هستند . هنوز شب نشده نوبت داستان‌سرايان مىشود : داستان و خواب در سنت شرقى تنگاتنگ به هم تعلق دارند . ( آيا پايه و اساس اين ارتباط داستان در داستان ، هزار و يك شب نيست ؟ ) اكبر دستور مىداد برايش در رختخواب با صداى بلند كتاب بخوانند و جهانگير دستور داده بود كه روشن‌كنندگان چراغ و داستان‌سرايان كارشان را با بيتى سروده به وسيلهء او آغاز نمايند :
تا زمانى كه خورشيد در آسمان مىدرخشد ، * بازتاب نورش از چتر آفتاب‌گير فرمانروا دور نباشد ! ( 19 )