جايى كه حتى ظروفى با كتيبههاى عربى جعلى براى صدور به دنياى اسلامى توليد مىشد ، مدتهاى طولانى بخش معمولى لوازم را تشكيل مىدادند ، ولى كمى بعد بايد كه ظروف چينى با لعاب ترك خورده نيز در دربار مغول محبوبيت يافته باشند .
اكبر هميشه عادت داشت هر وقت كه خوشايندش بود به تنهايى غذا بخورد و آشپزخانه بايد قادر مىبود كه در مدت يك ساعت هر نوع غذاى مورد درخواست را جلو او بگذارد . كاسههاى فلزى با دستمال پوشيده مىشدند . رنگ قرمز در واقع رنگ مختص فرمانروا بود . ظروف چينى در دستمالهاى سفيد پيچيده مىشدند كه به وسيلهء سرآشپز لاك و مهر شده بودند ، در حالى كه يك منشى هر چيزى را كه وارد آشپزخانه مىشد يادداشت مىكرد . وقتى كاسههاى اينچنين حفاظت شده جلو فرمانروا گذاشته مىشدند ، گرزداران در جلو و عقب حاملين حركت مىكردند و هيچ فرد غيرمجازى اجازهء نگاه كردن نداشت . خدمتكاران ضرورى براى پذيرايى رو به روى اكبر قرار داشتند . پس از اينكه بخشى از غذاها براى دراويش برداشته مىشد ، فرمانروا خوردن را آغاز مىكرد . در ضيافتها نيز بعدها كاسههاى سرپوشيده آورده مىشدند و خدمتكاران پذيرايى كننده همواره سينى را روى ساعد دست چپ حمل مىكردند . با فاصلهء كمى ، خدمتكارانى با آفتابه و لگن ايستاده بودند تا دستهاى مهمانان را بشويند . در رويدادهاى ويژه - مثلا وقتى كه ميرزا سليمان از بدخشان به فتح پورسيكرى آمده بود - ضيافت باشكوهى در ديوان عام « 1 » داده مىشد .
بودجهء آشپزخانه سالانه تأمين مىشد ؛ در هر يك از غذاها تلاش مىشده ، كه فقط تازهترينها و بهترينها از باغ و مزرعه روى ميز آيد و پيش از اينكه قطعهاى از يك پرنده براى سفره آماده شود ، بايد به حيوان دستكم يك ماه آب و دانهء ويژه داده مىشد . جهانگير با كنجكاوى ارضا نشدنىاش يكبار دستور داد كه معدهء پرندهاى شكار شده توسط خودش را باز كنند و آنچنان از محتويات آن منزجر شد كه ديگر هرگز از گوشت چنين پرندهاى نخورد . . . ( 4 )
اكبر غالبا بايد روزه بوده باشد ، چيزى فقط به معنى اجتناب از گوشت ؛ اين را صوفيانه ، يعنى زيستن به شيوهء صوفيان مىناميدند . او اين كار را در روزهاى معينى و گاه براى يك ماه تمام انجام مىداد ؛ زيرا معتقد بود كه درست نيست انسان معدهاش را قبرستان حيوانات كند . او متذكر مىشود كه از كودكى علاقهء زيادى به گوشت نداشته است و اگر ابو الفضل درست گزارش كرده باشد ، او يكبار گفته است كه قصابها ، ماهيگيران ، و مشابه آنان كه كار ديگرى جز گرفتن زندگى ديگران ندارند ، بايد در ناحيهء ويژهاى از شهر سكونت كنند و معاشرت با آنان بايد ضمن ممنوعيت ، شامل مجازات شود . او روزهدارى خود را در
هامش
( 1 ) .diwan - iam .