قسمت بوده است . اين طاووس در وسط سينهء يك ياقوت بزرگ داشته كه از آن مرواريدى گلابى شكل حدود 50 قيراط آويزان بوده است .
تصاويرى كه شاه جهان در روى آنها نشسته بر روى تخت طاووس تصوير شده است ، با اين توصيف مطابقت ندارند ، ولى كافى است كه دستكم تصورى از باشكوهترين تخت تمام دوران كه بعدا در ايران پياده شده است ، داشته باشيم .
از آشپزخانه و انبارى زيرزمين
كسى كه مهماننوازى شرقى را بشناسد ، در مورد توصيفات غذاى مهمانان و تصوير نزديك به شكل طبيعى پيكنيكها در نقاشى مغول ، تعجب نمىكند . در آنها مىبينيم كه هيزمآوران در شتابند و ديگهاى عظيم روى آتشى كه با يك بادبزن بافته باد زده مىشوند ، قرار دارند ؛ مردى را مىبينيم كه خمير نان يا چيزى مثل آن را ورز مىدهد و دو آشپز ديده مىشوند كه سيخ بزرگى براى شش كباب را روى آتش مىچرخانند . آشپزها - به شهادت تصوير و متن - دهان و چانه را با دهانبندى سفيد پوشاندهاند تا بدين وسيله نفسشان با غذاها تماس پيدا نكند . ( 1 )
خدمتكاران براساس گواهى تصاوير در چنين موقعيتهايى شلوارهاى بلندى تا سر زانو به پا ، و دستارى سبك يا كلاهى كپى بر سر داشتهاند .
روى فرشى كه در روى آن مهمانان بايد چهار زانو مىنشستند ، يك سفرهء سفيد ، گاه با سوزندوزيهاى ظريف ، پهن شده بود . همانطور كه حالا هنوز هم مىتواند وجود داشته باشد . در روى آن ظروفى قرار داشتند كه نخست سرپوشيده بودند ؛ سپس در آنها برداشته مىشد و مرغابى ، بره ، برنج ، و آنچه معمولا وجود داشت ، آشكار مىشد . براى اينكه بتوان ديگ عظيم برنج را نزديك آورد ، دو مرد قوى آن را آويخته از يك چوب كلفت حمل مىكردند و غالبا كاسههاى كوچكى جلو هر مهمانى ديده مىشد كه به وسيلهء آن مىتوانست به راحتى از خود پذيرايى كند . ( 2 )
چنين ضيافتهايى كم و بيش مىتوانستند طبق الگويى مشابه جريان يابند و تشريفات سنتى كه امروزه نيز گاه - مثلا در مجامع دراويش - قابل مشاهده است ، همواره يكسان بود : غذا با سه انگشت اول دست راست خورده مىشد و در پايان غذا ، همانطور كه سنت پيغمبر مقرر داشته است ، از نوشيدنى استفاده مىشده است .
ما به وسيلهء ابو الفضل - كه براى اشتهاى خيلى زيادش معروف بود ! - از آشپزخانهء اكبر اطلاع بسيار دقيقى داريم . ( 3 ) ولى خيلى چيزها كه دربارهء آداب و رسوم در دربار نوشته مىشود ، مىتواند همانطور كه