با وجود اينكه مقررات مذهبى استفاده از ظروف طلا را منع كرده است ( چيزى كه در اولين سدههاى تاريخ اسلام منجر به تكميل سفال زرين فام با درخشش طلايىاش شده است ) ولى در دورهء مغول تنگهاى طلاى كوچكى ، همانطور كه مينياتورها شهادت مىدهند ، با گيلاسهاى كوچك متناسب ، كم و بيش براى مشروبات منع شده به كار برده مىشدند . ولى چنانچه فرمانروا احساس پشيمانى مىكرد ، احتمالا دستور مىداد اين ظروف زيبا را بشكنند . . .
تنگهاى نقرهاى گردن بلند با تزيينات زياد ، معروف هستند و امروزه هنوز هم گلپاشى « 1 » ، تنگ گردن بلند از فلز قيمتى كه از آن گلاب پاشيده مىشده است ، يافت مىشود . اين نوع ظروف كه غالبا 26 تا 30 سانتىمتر بلندى دارند ، مىتوانستند با زبرجدهاى تراش خورده و الماس يا نيز با شكوفههاى طلايى تزيين شده باشند . در تمام ظروف ، يكسان با هر ماهيت و موادى ، ياقوتهايى در شكل گل به كار برده شده بود .
اين شامل شيشههاى كوچك نقرهاى در اندازهاى حدود 9 سانتىمتر ، براى وسمهاى كه خانمها براى سياه كردن چشمانشان استفاه مىكردند ، مىشده است ؛ آنها گاه مثل غنچهء گل شكل داده شده بودند .
ظروف طلايى و نقرهاى در دورهء جهانگير گاه از اروپا وارد مىشدند ، در حالى كه مدير بندر سورات ، مقرب خان ، ظاهرا با مهارت زياد راه خريد وسايل قيمتى را براى فرمانروايش بلد بود . ( 26 )
ميناكاريها در دورهء مغول از موقعيت ويژهاى برخوردار بودند . ( 27 ) تركيب طلا و جواهرات با مينا ، ظاهرا در دورهء جهانگير بسيار مدرن بود و شاه جهان عاشق اين كارها بود . تمام ظروف را مىتوانستند با چنين كارى تزيين كنند ؛ بشقابهاى گود و تخت در اندازههاى مختلف كه گزيدهء خوبى از آنها در موزهء ارميتاژ سن پترزبورگ نگهدارى مىشود ، از آن جمله هستند . سينيهاى گرد يا هشت گوش ، بزرگ و كوچك ، تركيبات درخشانى از ميناى سفيد ، سبز ، و قرمز را نشان مىدهند . ميناى سبز با درخششى چون ابريشم علاقهمندانه با نقش گلهاى قرمز رنگى كه روى زمينهاى از ميناى سفيد يا طلايى رنگ قرار داشتند ، ايجاد سايه روشن مىكردند . همه چيز از اسپندان كروى شكل براى دود كردن اسپند گرفته تا پاندانهاى « 2 » كوچك براى مراسم تنبول ( تنبول يا پان درختچهاى است كه برگ آن را مىجوند ، چيزى مثل ناس ) و لگنچههاى مينايى بسيار زيبا براى آب دهان ، مىدرخشيده و برق مىزده است . حتى دكمههاى روى لباسهاى مربوط به جشن ، آثار هنرى بودند : دكمهاى به قطر حدود 4 سانتىمتر با ياقوتها و قطعات صاف زبرجد تزيين شده بود ، در حالى كه سطح پشت آن گل خشخاشى را با ميناى قرمز و سفيد نشان مىداد . اين دكمهها در شال كمر ، حمايلهاى كمربند به كار مىرفتند تا خنجرها را به آن محكم و آويزان كنند . زيورآلات ميناكارى شده ظاهرا كمى بعد حالت مدرن پيدا كرده بود ؛ از حدود سال 1740
هامش
( 1 ) .gulpashi .( 2 ) .pandan .