تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
ايران رسيد و سرانجام جهانگير دستور حك نام خود را بر آن داد . ( 11 ) يك لعل مغولى ديگر ، مثل الماس كوه نور از طريق سيك‌ها به انگليسىها رسيد : در روى اين سنگ گرانبهاى 123 قيراطى نامهاى جهانگير ، شاه‌جهان ، و اورنگ زيب حك شده است . ولى ياقوتها بيشتر در شكل قطعات جواهر ظاهر شده‌اند - جهانگير با شيفتگى ويژه‌اى از يك انگشترى ساخته شده از يك قطعه ياقوت نام مىبرد . همچنين خنجرى با يك ياقوت زرد ، به بزرگى نصف يك تخم مرغ در روى قبضه او را مجذوب كرده است . زبرجدها كه از سال 1519 از كلمبيا صادر شده‌اند ، به ويژه محبوب و پرارج بوده‌اند . خزانهء مغولان برخى از بهترين زبرجدهاى معروف را داشت كه نه فقط به سبب رنگ درخشان و خلوصشان ، بلكه چون حكاك آنها را با ظريف‌ترين نقوش حكاكى كرده ( 12 ) بود ، بيش از حد ارج نهاده مىشدند . از آنجا كه زبرجد كريستالهايى شش ضلعى مىسازد ، وقتى به آن تراش اريب داده شود ، مىتوان به نسبت ساده ، سطوحى شش گوش به دست آورد كه سپس با خرده الماس حكاكى مىشوند . يك چنين زبرجدى به وزن 45 / 233 قيراط كه 7 / 5 سانتىمتر عرض دارد در دورهء اكبر با نقشى از سبزه‌زار و شكوفه‌ها تزيين شده است . از اين نوع قطعات متعددى با ظرافت متفاوت وجود دارد . يك زبرجد شش گوش 3 / 73 قيراطى كه روى ان با ظريف‌ترين خط آيه‌اى از قرآن دربارهء اريكهء الهى « 1 » حك شده است و از قديم به عنوان طلسم به كار برده مىشده ، شايد بهترين نمونهء حكاكى سنگ گرانبها در دورهء شاه‌جهان است . خط آن بىنقص است ، با وجود اينكه بلندترين حرف آن ، « الف » ، نزديك به 75 / 1 سانتىمتر بلندى دارد . پشت آن نقشى از گياهان وجود دارد . اين زبرجد ، نشانده شده در يك بازوبند به عنوان طلسم حمل مىشده است ؛ ولى آيهء مربوط به اريكه حافظ قطعهء پرارزش در زمان ما نبوده است ؛ در سال 1990 در جنگ كويت اين قطعهء گرانبها از موزهء آنجا گم شد . ولى نه فقط جواهرات ناب ، بلكه وسايلى هم كه بايد اصولا براى مقاصد عملى كاربرد داشته باشند ، اين‌چنين غنى تزيين شده بودند . به عنوان مثال انگشتريهاى انگشت شست از آن جمله هستند كه در انگشت شست دست راست كرده مىشدند ، تا بدين‌وسيله بتوان زه كمان را كشيد . ولى آنها نيز به عنوان زيور به كمر آويخته مىشدند و بدين‌ترتيب بعضا وسيله‌اى كاملا تجملى شده بودند . چون انگشتريهاى جواهرنشان با متفاوت‌ترين سنگهاى قيمتى ، در حقيقت به دشوارى در برابر كشش زه‌هاى كمان مقاوم بودند ، و به غير از اين مغولان همواره بيشتر از تفنگ ، تا تير و كمان استفاده مىكردند . اين‌چنين انگشتريهاى شست از يشم سبز درست مىشدند ، ولى انگشتريهايى هم از عقيق ، عقيق جگرى ، در كوهى ، و حتى از زبرجد وجود داشت . جهانگير بيشتر از همه ، از انگشترى شستى ساخته شده از دندان شيرماهى
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 255 .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 218 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى