تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
داده مىشوند ، هرگز بدون گردنبند مرواريد ديده نمىشوند . اينكه آنها تسبيحهايى نيز از مرواريد و ياقوت به كار مىبرده‌اند كه ده‌ها هزار روپيه ارزش داشته است ، در اين مضمون كاملا بديهى به نظر مىرسد . زنان خدمتكار ، خانمهاى دربار و رامشگران در دربار ، نيز هرگز بدون زيورآلات مرواريد تصوير نشده‌اند . ممكن است از خود سؤال كنيم اين مطلب چه‌قدر واقعيت دارد ؟ آيا اين واقعا رسمى براى اشاره به مقام تصويرشدگان است ؟ مرواريدها و سنگهاى گران‌بها در گوشواره هم كه شكلشان از يك مرواريد سادهء درشت ، نشسته بر روى نرمهء گوش تا آويزهاى پيچيدهء متغير بود ، به كار برده مىشدند ؛ خانمها غالبا ساختارى شكوفه مانند را روى تمام گوش قرار مىدادند . گوشواره به نظر مىرسد كه براى مردان از زمان جهانگير مد شده باشد ؛ زيرا كه او در سال 1615 ، زمانى كه مىخواست براى بهبودش كه اعتقاد داشت آن را مديون شفاعت دوستار خداوند ، معين الدين چيشتى است ، سپاسگزارى كند ، دستور داد برايش گوشواره‌هايى از مرواريد بسازند تا به عنوان غلام معين الدين قابل شناسايى باشد ؛ چون اصطلاح فارسى حلقه به گوش « 1 » به معنى غلام است . طبيعتا عدهء زيادى از اشراف و درباريان ، اين رسم را فورا تقليد كردند . مرواريدهاى درشت حتى به عنوان دكمه براى خفتانهاى گران‌بها به كار برده مىشد و در واقع نه فقط براى دربار ، بلكه استفاده از چنين دكمه‌هايى به آقايان واقعا اصيل نيز توصيه مىشد . ( 6 ) گاه نيز دسته گل كوچكى از مرواريد ، آويخته از كمربند فردى متشخص ديده مىشد كه بايد بخشى از يك خلعت خاص بوده باشد . براى پاشيده نشدن رشته‌هاى مرواريد كه در مواقع خاص به دور عمامه پيچيده مىشدند از ، سرپتى « 2 » ، يك قلاب جواهرنشان بيضى يا از ، سرپيچ « 3 » ، نشان روى عمامه كه شكلهاى مختلفى داشت ، استفاده مىشد . در هر حال همهء ملتزمين فرمانروا حق استفاده از نشان روى عمامه را نداشتند ، تصويرى كه اكبر را در حال اهداى يك سرپيچ به پسرش جهانگير نشان مىدهد ، بايد در واقع اشاره به اين باشد كه او بدين‌وسيله وى را فرمانرواى قانونى مىكند . ( 7 ) سرپيچ مىتوانست متشكل از پرهايى باشد ؛ اين پرها غالبا پر قرقاول هيماليايى بود كه به رنگ سبز مايل به آبى مىدرخشيدند و بسيار بلند بودند ، به نحوى كه از بالاى عمامه به سمت عقب خم مىشدند . رشتهء مرواريد پيچيده به دور عمامه كه ياقوتهايى مىتوانستند بين مرواريدهاى آن فاصله ايجاد كنند ، به وسيلهء يك گيرهء زينتى زبرجد نشان با يك پر بلند فروآويخته نگه داشته مىشد ، در حالى كه زبرجد ديگرى
هامش
( 1 ) .halqabe - gush .( 2 ) .sarpati .( 3 ) .sarpech .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 215 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى