از نظر الماس بيانگر علاقهء مغولان براى تصرف قلمروى سلطنتى دكن است كه معادن آن تقريبا پايانناپذير و به راحتى قابل استخراج به نظر مىرسيدند . در گلكندا غير از الماس روشن و زلال ، الماسهاى سبز روشن ( الماس سنگين 7 / 40 قيراطى در شهر درسدن - آلمان با قبههاى سبز رنگ از اين نوع است ) ، صورتى روشن ، آبى كبود ، و زرد رنگ نيز به دست آمده است . جهانگير از يك الماس بنفش كه او را شديدا متعجب كرده بود ، نام مىبرد .
كوه نور « 1 » كه به صورت خام 5 / 787 قيراط وزن داشته است در سال 1656 به وسيلهء مير جمال تقديم شاه جهان شد . اين بازرگان ايرانى كه الماسهايش را كيسه كيسه شمارش مىكرد ، وقتى كه اربابش قطب شاهى فرمانرواى گلكندا را ترك كرد و به مغولان پيوست ، به پيشرفتهاى شغلى بيشترى دست يافت ( او زمانى مهترى فقير در گيلان بود ) . كوه نور سپس جزو غنايم نادر شاه به ايران برده شد و به جانشين او احمد شاه ابدالى رسيد و شاه شجاع فرمانرواى افغان آن را از او به ارث برد . شاه شجاع قبل از تسلط سيكها به كشمير گريخت و ابتدا پس از دادن كوه نور به آنها به وسيلهء سيكها آزاد شد ؛ كوه نور سرانجام پس از اينكه انگليسىها در سال 1849 بر سيكها پيروز شدند ، به انگلستان برده شد . ( 10 )
قابل توجه است كه الماسها در هند طورى تراش مىخوردند كه در صورت امكان تودهء بيشترى از آن باقى بماند ؛ از اينرو هيچ برليانى وجود ندارد كه از حدود سال 1500 در تكنيك ويژهء اروپايى تراش خورده باشد .
ولى ياقوتها ظاهرا بىگمان خيلى مهمتر از الماسها بودند . آنها نيز به عنوان جواهر تراش مىخوردند . در دورهء حكومت اكبر ، مولانا ابراهيم حكاك دربار ، روى هريك از ياقوتهاى اينچنينى لغت لعل جلالى را كه منظور لعل متعلق به جلال الدين اكبر بود ، حك مىكرده است .
ولى بين دو سنگى كه عموما بدون اختلاف به عنوان ياقوت ترجمه شدهاند ، بايد تفاوت قايل شد . لعل يك سنگ گرانبهاى شفاف قرمز رنگ است ؛ ولى ياقوت واقعى يك جسم معدنى بسيار سخت است ، يعنى عضوى از يك خانواده كه ياقوت كبود و زرد نيز به آن تعلق دارند . ولى لعل بدخشان ( به قرمزى خون كبوتر ) كه در اروپا به عنوان بالاسچيو « 2 » مورد گواهى دانته شاعر ايتاليايى قرار گرفته ، و علاوه بر اين بيشتر ياقوت بالاس ناميده شده ، به ويژه در شرق محبوب بود ، چون از ياقوت درخشندهتر است . لعل با درجهء سفتى و سختى 7 نرمتر از ياقوت ( درجهء سختى 9 ) است و بدينترتيب براى حكاكى نيز راحتتر مىباشد . برخى از ياقوتها در خاندان مغول موروثى بودند ، مثل لعلى 5 / 352 قيراطى كه به تيمور مربوط بود و نام اولق بيك تيمورى روى آن حك شده بود ؛ اين لعل از راههايى پيچيده ، به شاه عباس فرمانرواى
هامش
( 1 ) .Kuh - inur .( 2 ) .Balascio .