تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
آموزگاران او ساتى خانم ، نديمهء قديم مادرش بود كه خواهر طالب آملى « 1 » ، ملك الشعراى جهانگير بود كه زمانى شعرى سرشار از اشتياق و تمنا تقديم شعرا كرده بود . ساتى خانم به شاهزاده خانم درس فارسى كلاسيك و همچنين تعليم بازخوانى قرآن مىداد . وقتى كه او در سال 1637 درگذشت مثل ساير بانوان نزديك به خاندان مغول ، در مقبره‌اى 8 گوش نزديك تاج محل به خاك سپرده شد ، دختر خوانده او با امانت خان خوش‌نويس كه تاج محل كتيبه‌هاى زيبايش را مديون اوست ، ازدواج كرده بود . جهان‌آرا شور و شوق ساخت و ساز را با پدرش تقسيم كرده بود . او در بخش بنيانگذارى شدهء دهلى به وسيلهء شاه جهان ، يعنى در شاه جهان آباد ، چاندى چوك « 2 » را ساخته است كه تا امروز يك منطقهء تجارى مهم است . او همچنين يك سرا ، حمام ، و نيز باغهايى احداث كرده است . در سال 1648 او مسجدى از سنگ ماسهء قرمز رنگ با مرمر سفيد در آگرا بنا نهاد و در سالهاى اوليه بين 1634 و 1640 سرگرم تعمير شكل برخى از پروژه‌هاى باغ‌سازى در كشمير بود . جهان‌آرا بسيار ثروتمند بود ، او نه فقط نيمى از ثروت مادرى را به ارث برده بود ، بلكه بعدا درآمدهاى بندر سورات را نيز در اختيار داشت . از اين طريق او با هلندىها رابطهء تجارى برقرار كرد كه تلاش مىكردند با پرتقالىها و انگليسىهاى فعال از دورهء حكومت جهانگير ، به عنوان شريك تجارى به رقابت بپردازند . شاهزاده خانم كه نامه‌نويس خوبى بود با شاهزادگان دكن مكاتبه داشت ؛ البته او به امور بيوه‌هاى منصب‌داران نيز رسيدگى مىكرده است . ولى خدمت او به هنر و علم به ويژه قابل ذكر است . به تشويق او ، دربارهء عرفان اسلامى آثار متعددى تأليف شده است كه تفاسير مثنوى جلال الدين رومى ، اثر محبوب مسلمانان هند از آن جمله است . ( 17 ) او كه 8 سال از زندگىاش را با پدر خلع شده‌اش در آگرا در قصر سپرى كرده بود همواره براى ممانعت از جنگ اورنگ زيب عليه داراشكوه همت به خرج داد ؛ در واقع او حتى پيشنهاد كرد كه قلمرو را تقسيم كنند ، به نحوى كه هر يك از برادران سهمى داشته باشند . از آنجا كه جهان‌آرا ازدواج نكرده باقى ماند - در واقع مردى هم‌شأن او وجود نداشت - درباره‌اش به غيبت و بدگويى پرداخته شده بود ، پيوند نزديك او با داراشكوه گاه غلط تعبير مىشد ( ولى شاهزادهء وليعهد همسرش نادره بيگم ، دختر پرويز ، عمويش را از هر كسى بيشتر دوست داشت ) و در طول سالهايى كه او با پدرش در دژ آگرا در زندان به سر مىبرد ، شايعاتى نيز به خاطر زنا با محارم به گوش مىرسيد . برنير داستان مرد جوانى را گزارش مىكند كه هنگام ملاقاتش به وسيلهء شاه جهان كشف شده و سريعا به داخل ديگ بزرگى پريده است ، كارى كه فرمانروا را تشويق به اين كرده است تا به دخترش توصيه كند حمام داغى بگيرد و سپس دستور داد تا زير آن ديگ
هامش
( 1 ) .Talib - iAmuli .( 2 ) .ChandiChowk .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 188 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى