تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
در مورد جهانگير افسانه‌اى موهوم وجود دارد ، داستان عاشقانهء او با اناركالى . « 1 » او بايد در سال 1599 در حضور پدرش با خانم جوان نگاه‌هايى عاشقانه رد و بدل كرده باشد كه بعد از آن اكبر دستور توقيف دخترك و دفن او در داخل ديوار را داده است . برج هشت گوشه‌اى كه محله‌اى از شهر لاهور را نامگذارى كرده ، در سال 1615 م . به وسيلهء جهانگير در يك باغ ساخته شده و تابوتى آراسته به زيباترين نامهاى خداوند را در خود جا داده است . در وقايع رسمى دورهء اكبر چيزى از اين داستان خوانده نمىشود ، در عوض آداب و رسوم ملى و درام‌نويسان مدرن خيلى موارد زياد دربارهء اناركالى براى تعريف دارند . در سال 1611 جهانگير ، پدر تعداد زيادى فرزند از همسران مختلف ، با مهر النسأ دخترى ايرانى ازدواج كرد كه سپس به اسم نور محل ، و سرانجام به اسم نور جهان معروف شده است . ( 12 ) او در مهاجرت والدينش از ايران در قندهار به دنيا آمد ؛ پدرش قياس بيگ بعدا به عنوان اعتماد الدوله در دولت نقش داشته است . مهر النسأ با شيرافكن ، افسرى كه در بنگال هنگام كشتن برادر شيرى فرمانروا به طرزى مرگبار مجروح و كشته شد ، ازدواج كرده بود . شايعات در اينجا دست جهانگير كه مهر النسأ را قبلا ديده و عاشقش شده بود ، در كار مىبينند . زن بيوه - تقريبا 34 ساله - ابتدا در خانهء روقيه بيگم بىفرزند ، همسر اول اكبر كه مادر خواندهء خرم شاه جهان بود زندگى مىكرد . نور جهان بدون شك فعال‌ترين زن تاريخ مغول بوده است . زن عاقل پرانرژى راه مجذوب كردن مرد زيباى معتاد به الكل و مواد مخدر را به خوبى مىدانست و حكومت به واسطهء اعتماد الدوله پدرش و آصف خان برادرش عملا در دست خانوادهء او بود . اين از نظر فرمانروا اشكالى نداشت ، چون نور جهان نه فقط عاقل بود ، بلكه سواركار ، چوگان‌باز ، و شكارچىاى درجه يك نيز بود . پدرش در سال 1622 ، چهار ماه پس از مرگ همسرش ، درگذشت و نور جهان كه تمام مايملك او را به ارث برده بود ، آرامگاه زيبايى براى او ساخت كه با نماهاى مزين به سنگهاى قيمتى مثل يك جعبهء كوچك جواهر اثر مىگذارد . او باغهايى نيز مثل باغ نورافشان در ساحل شمالى يومنا ، و قصر نور محل احداث كرده است . شاهزاده خانم مالك ملك و املاك زيادى بود ، ولى تيول بدون ماليات مىبخشيد ، از دختران يتيم مراقبت مىكرد . او حكمرانى واقعى بود و دستور داد به نام او سكه ضرب شود . او اجازه داشت شخصا در حضور جهانگير طبل تشريفات را لمس كند . به تجارت علاقه‌اى پرشور داشت ، در حالى كه برادرش آصف خان كارگزار اصلى در ادارهء كشتيهاى او بود ، كه با آنها از جمله نيل از بايانا به بنادر صادراتى در كرانهء غربى هند اجناسى مىآورده است . علاقهء او براى اجناس اروپايى قابل توجه است ؛ سوزن دوزيهاى انگليسى او را مجذوب مىكردند و بدين طريق عامل جديدى در هنر منسوجات هندى شدند . نور جهان
هامش
( 1 ) .Anarkali .