تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
تابوت دايه‌اش را به اتفاق ديگران براى دفن حمل كرده است . در ميان دايه‌هاى دورهء مغول ، مهام آناگا معروف‌ترين دايه بوده است . او همسر نديم كوكا بود و از دو پسرش ، كوچك‌ترين آنها ادهم خان با اكبر بزرگ شده است . در دهلى مهام آناگا دستور داد يكى از نخستين مساجد مغول را بنا كنند ؛ اين مسجد خير المنازل « 1 » ، روبه‌روى پورانا قلعه ، قلعهء قديمى ، است . به طورى كه گفته مىشود با وجود اينكه وكيل ، نخست وزير ، در اصل منعم خان بود ، همهء كارها را در دولت او مىگردانده است . واضح است كه او براى ادهم پستى با مسئوليت دست و پا كرده بود ، ولى ادهم به قدرى خود را نامحبوب كرد كه اكبر او را با دست خود از بالكن پرت كرد و گذاشت كه بميرد . مهام آناگا چهل روز بعد به دنبال پسرش از دنيا رفت . اكبر در واقع طبق قانون سوگوار او بود ، ولى حالا حكومت واقعىاش را آغاز كرده بود . او پس از مدت كوتاهى با بيوهء بايرام خان كه به واسطهء دسيسه‌هاى مهام آناگا بر كنار و سپس به قتل رسيده بود ، ازدواج كرد ؛ او سليمه ، دختر گلرو ( ف . 1613 ) دختر بابر بود . در ازدواجهاى سياسى مغولان به طورى كه خوانده مىشود خيلى از چيزها بر تلاش براى رسيدن به قدرت استوار بوده است ، به عنوان مثال : از آنجا كه همسر محترمش اورنگ زيب را شير داده است ، پسرانش به مقامهاى مناسبى رسيده‌اند . و اگر كسى با خواهر نور جهان ازدواج مىكرد ، « فورا دروازه‌هاى رسيدن به قدرت براى او گشوده مىشدند » . ( 9 ) به چنين تذكراتى باز هم برمىخوريم . زنانى هم كه مستقيما به دربار تعلق نداشتند ، نقشى مهم داشته‌اند . مثلا فاطمه آناگا ، دايه‌اى ديگر ، به عنوان سفير انجام وظيفه كرده است تا با حرم بيگم براى امكانات ازدواج گفت‌وگو كند . حرم بيگم ، دختر ميرويس بيگ از خاندان تيمورى و همسر ميرزا سليمان پسر عمهء همايون با موفقيت در بدخشان ، رأس شمال شرقى افغانستان ، حكومت مىكرده است . او در سال 1549 م . به همايون در لشكركشىاش به بلخ كمك كرد و در سال 1551 در كابل او را ملاقات كرد تا به او براى مرگ برادرش هيندال تسليت گويد ، ولى در عين حال كابل را براى شوهرش به دست آورد . او در واقع اداره‌كنندهء ايالت بود و حق تعيين مجازات داشت . درست پيش از آن زنى در بدخشان حكومت مىكرده است : شاه بيگم ، زن يوسف خان جغتايى ( ف . 1487 ) عموى بابر كه منطقهء مغولان را به دلايل خانوادگى ترك نمود و پس از گشتهاى طولانى در سال 1505 م . نوهء ناتنىاش بابر را در كابل ملاقات كرد . او با وجود اينكه به خاطر نوه‌اش ميرزا خان شورشى
هامش
( 1 ) .khayral - manazil .