بود كه دلدار بيگم هيندال را به دنيا آورد ) . ولى مباركه بىفرزند ماند و شايع بود كه همسران حسود بابر به او دوا دادهاند تا او كه بسيار مورد علاقهء بابر بود نتواند وارثى تقديم او كند . چنين گزارشهايى نادر نيستند ، جادوى سياه و دواهاى سرى گاه مورد استفاده قرار مىگرفتند تا مانع تولد پسرى شوند كه بعدا شايد مدعى تاج و تخت شود . سرانجام اين مباركه بود كه جنازهء بابر را به كابل برد ، جايى كه او آرامگاه ابدىاش را يافت .
ولى محبوبترين همسر بابر ، مهام بود كه از خاندان متدين ايرانى احمد جام ، ( ف . 1141 ) اصل و نسب داشت . بابر با او در سال 1506 در سن 22 سالگى ازدواج كرد . دو سال بعد او به بابر پسر محبوب و وارثش همايون را اهدا كرد . مهام در سال 1529 به دهلى آمد و اجازه يافت در كنار فرمانروا بر تخت نشيند . وقتى همايون يك سال بعد بر تخت نشست ، مهام براى او جشن بزرگى برپا كرد . از آنجا كه چهار فرزند ديگرش زود مرده بودند ، او گلبدن و هيندال را به فرزندى پذيرفت .
ما خانزاده بيگم بزرگترين خواهر بابر را با عنوان پادشاه بيگم نبايد فراموش كنيم كه در واقع بانوى اول سرزمين بود و كرارا در مشكلات سياسى بين وابستگان ، از جمله در سال 1541 بين همايون و كامران ، و چهار سال بعد ، كمى پيش از مرگش ، بين همايون و عسگرى « 1 » واسطه شده بود .
بانوان حرم سلطنتى هميشه يك سالن انتظار مهم در اختيار داشتند : وقتى شاهزاده خسرو در سال 1606 عليه پدرش جهانگير شورش كرد ، كارى كه ميرزا عزيز كوكا به او توصيه كرده بود ، سليمه براى جهانگير پيغام فرستاد :
شاهنشاها همهء بانوان در اتاق انتظار خانمها جمع شدهاند ، بدين قصد كه از خود براى ميرزا عزيز كوكا مايه بگذارند . اگر اينجا بياييد ، بهتر است - در غير اين صورت آنها نزد شما مىآيند ! ( 4 )
مشابه چنين چيزهايى نيز گزارش مىشود .
همايون كه خالهها و دخترهاى بىشمارى احاطهاش كرده بودند از جنس مخالف زيبا اصلا بدش نمىآمد . همسران او از خانوادههاى بسيار متفاوتى ريشه داشتهاند . همسر اول او حاجى بيگم بعدها اكبر كوچك را وقتى كه والدينش در حال فرار به ايران بودند ، نزد خود آورد ؛ هم او بود كه دستور ساخت آرامگاه همايون را نزديك نظام الدين داده است ، يا دست كم نظارت بر آن را داشته است .
همايون با گلبرگ ، زنى از طايفهء تركمنهاى بارلاس « 2 » ازدواج كرد . او پيش از آن با حسين شاه ارغون
هامش
( 1 ) .Askari .( 2 ) .Barlas .