فرمانرواى سند ازدواج كرده بود و همايون را هنگام فرار به سند همراهى كرد . در اين ميان او با حميده آشنا شد كه خانوادهاش - مثل مهام - به اصل و نسب داشتن از مرشد احترام برانگيز ، عارف بزرگ شيخ احمد جام ، ملقب به زنده پيل « 1 » ، افتخار مىكرد . اينكه ازدواج فرمانرواى در حال فرار با حميده كه ابتدا مردد بوده است ، به وسيلهء دلدار بيوهء بابر با وجود اينكه پسرش هيندال نمىخواسته ، و شايد خود نيز به او علاقهمند بوده ، ترتيب داده شده است ، به شكلهاى مختلف تعريف مىشود . ( 5 ) اينكه دخترى كه هنوز به 14 سالگى نرسيده ، در ابتدا از ازدواج با فرمانروايى كه بارها ازدواج كرده ، معتاد به ترياك ، فقير ، و بىچيز و بدون تاج و تخت بوده است ، احساس شعف نكند ، جاى تعجب نيست . ولى در سال 1541 زناشويى انجام گرفت و در تاريخ 15 اكتبر 1542 زن جوان پس از راهپيماييهاى سخت و دشوار در محدودههاى خشك و بىحاصل پسرى به دنيا آورد كه بايد به اكبر معروف مىشد . يك لوح كوچك يادبود در « عمر كوت » در سند يادآور اين واقعه است . همايون در حال فرار باقى ماند ؛ زن جوان او را همراهى كرد .
وقتى موقعيت بدون راه چاره به نظر رسيد طفل را با مسنترين همسر همايون باقى گذاشت و خودش ، ظاهرا بدون اينكه خسته شود ، در تمام سفرهاى همسرش در خاك ايران شركت كرد ؛ با او از آرامگاه جدش احمد جام و از زيارتگاه اصلى شيعيان در اردبيل ، در شمال غرب ايران و محل اصلى سلسلهء سلطنتى صفويهء حاكم بر ايران ، ديدن كرد . مختصر اينكه او نشان داد كه همسفرى عالى است . او باز هم در حال فرار ، در سال 1544 ، پسرك خود را در قندهار ديد ، صحنهاى كه اكبر 3 ساله در ميان عدهاى از زنان مادرش را مىشناسد ، براى تصوير گران شرح احوال اكبر موضوعى دوست داشتنى است . ( 6 ) همايون براى مدتى حميده را در دژ قندهار باقى گذاشت و براى حميده دردآور اين بود كه شاهزاده پس از بازگشتش به كابل ، ماه چوچك « 2 » ، ( در واقع صحيح آن ، « گل ماه » است ) را به همسرى گرفت كه البته به استقبال سرنوشتى غمانگيز رفت : او پس از مرگ همايون بيشتر در كابل اقامت داشت . پسرش ميرزا محمود حكيم - برادر ناتنى كوچك اكبر - پس از ماجراى بايرام خان به دنبال اشغال كابل بود ، جايى كه او در سال 1563 به وسيلهء ژنرال منعم خان ناموفق مورد حمله قرار گرفت . ابو المعالى كه زمانى مورد علاقهء همايون و از زندان لاهور گريخته بود ، دختر ماه چوچك را به همسرى گرفت و مادر زنش را در سال 1564 كشت . ( 7 )
در حالى كه همايون به آرامى قلمروى هند را پس مىگرفت ، حميده مادر اكبر مثل بيشتر بانوان خاندان مغول در كابل ماند . يك سال پس از حادثهء مرگبارش ، حميده بانو به دهلى آمد ، جايى كه او بعدها هم بيشتر اوقات زندگى كرد و نفوذ كمى روى پسر و نوهاش داشت تا اينكه در سال 1604 درگذشت . اكبر در
هامش
( 1 ) .Zindapil .( 2 ) .mahchuchak .