تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
چون در اين موقعيت همايون جوان كه يك سال از فرمانروايىاش مىگذشت ظاهرا تمام خاله‌ها ، دختر خاله‌هاى درجهء اول و دوم در دسترس ، و برخى از خانمهاى اصيل‌زاده را كه آشنا هم نبودند ، دعوت كرده بود ، به نحوى كه فقط در طرف راست او حدود 87 خانم نشسته بودند ، و در سمت چپ هم مطمئنا از اين كم‌تر نبودند - همه با ظريف‌ترين زيور آلات و قطعا با كلاه‌هاى شيك بلند بر سر - در حالى كه از غذاى جشن لذت مىبرده‌اند ، پرحرفىشان به گوش مىرسيده است . گلبدن كه ما توصيف بامزهء اين صحنه را مديونش هستيم ، دختر بابر از دلدار بيگم بود كه براى بابر از جمله شاهزاده هيندال را نيز به دنيا آورده است كه همواره به گلبدن بسيار وابسته باقى ماند . هنگام فوت پدرش در سال 1530 ، گلبدن حدود 8 سال داشته است . ولى وقايع بحرانى سالهاى نخست بسيار خوب در ذهن كودك 8 ساله اثر گذاشته‌اند ، به نحوى كه او 10 سال بعد وقتى اكبر برادرزاده‌اش از او خواهش كرد كه دربارهء زندگى پدرش شرحى بنويسد ، تصوير زنده‌اى از زندگى ناآرامش تا نابينايى برادر ناتنىاش كامران را عرضه مىدارد . سپس دست‌نويس ناتمام قطع مىشود . ما از گزارش گلبدن مىآموزيم كه همسران بىفرزند فرمانروايان يا آنهايى كه فرزندانشان مرده بودند ، غالبا برادرزادگان يا خواهرزادگان خود را به فرزندى قبول مىكرده‌اند . بدين طريق روابط در هر حال پيچيده در درون وابستگان غيرقابل تشخيص‌تر مىشده است ، دست كم براى كسانى كه بعدا به دنيا مىآمده‌اند ، و از آنجا كه بابر سه دختر خود از دلدار بيگم را با اسامى تركيبى با گل نامگذارى كرده است ، تميز دادن بين گلبرگ ، گلچهره ، و گلهاى نسل بعدى هميشه هم آسان نيست . ولى گلبدن - كه با خزر خان ، مردى كم‌اهميت ازدواج كرد - در رأس همه قرار دارد . او كه بعدا سليمه خواهرزاده‌اش را كه يكى از همسران برادرزاده‌اش اكبر بود ، همراه با گروهى از ساير خانمهاى تيمورى در سال 1575 در سفر زيارت به مكه همراهى كرد . ( 3 ) او با بيش از 80 سال در 17 فوريه 1603 م . نقاب نيستى را به چهره كشيد . هر يك از دختران بابر و برخى از نوه‌هايش ( نوه‌هاى دختر ) ، حتى اگر فقط براى اتحاد فاميل هم بود ، نقشى در زندگى دربار داشته‌اند . به عنوان مثال ، زندگى رقيه دختر هيندال ، برادر گلبدن ، جالب توجه است . او نخستين همسر اكبر بود ، ولى بىفرزند باقى ماند . او بود كه بعدا مسئوليت تربيت خرم ، شاه جهان آينده و نوهء اكبر را بدوا بر عهده داشته است . ازدواج بابر با مباركه « 1 » ، زنى از طايفهء پاتانهاى يوسف زهى كه بعدا براى مغولان غالبا مشكلاتى فراهم آوردند ، نشان مىدهد كه ازدواجها به دلايل سياسى تا چه اندازه مهم بوده‌اند . او با اين زن پاتان در سال 1519 ازدواج كرد ، كارى كه به اعتبار او در سرزمين كوهستانى افغانستان قدرت بخشيد . ( اين همان سالى
هامش
( 1 ) .Mubarika .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 177 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى