تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
سفر زمينى از طريق ايران از سال 1501 به نظر مناسب نمىرسيد ، چون از مناطق تحت حكومت شيعيان مىگذشت ، چيزى كه براى برخى از سنىهاى بسيار متدين زياد مأنوس نبود . بعضى از منصب‌داران مثل خان خانان عبد الرحيم كشتيهايى مختص سفر زيارت ساختند كه در اختيار مسافران قرار مىدادند . ولى سفر زيارتى به مكه مىتوانسته نوعى مجازات براى راحت شدن از شر كارمندى كه باعث ناخشنودى فرمانروا شده است ، باشد . تبعيد كامران پسر بابر به وسيلهء برادرش همايون نخستين نمونهء اين مجازات از دورهء مغول است ؛ نمونه‌هاى زياد ديگرى در پى آن آمده است ؛ از جمله دو مقام مذهبى بلند مرتبه ، صدر و الصدور عبدون نبى ، و شيخ السلام مخدوم الملك در دورهء حكومت اكبر كه نمىتوانستند همديگر را تحمل كنند . گاه نيز زن يا مردى متدين مكه را براى اقامت در دورهء پيرى يا به عنوان مقرى موقت براى اجتناب از فضاى پردسيسهء دربار انتخاب مىكرده است ، و سرانجام مكه محلى بود كه مىشد در آنجا علمايى از تمام دنيا را ملاقات كرد كه به وسيلهء آنها امكان دستيابى به تازه‌هايى دربارهء جنبشهاى مذهبى در شرق و غرب فراهم بود . اينكه تعدادى از خانمهاى دربار مغول نيز در سال 1575 اقدام به سفر زيارتى كرده‌اند ، موضوعى است كه وقايع‌نگاران مفصل به آن اشاره كرده‌اند . شاهزاده خانم گلبدن و سليمه همسر اكبر به اتفاق عدهء زياد ديگرى از زنان اصيل‌زاده ظاهرا از اقامت در شهر مقدس لذت زيادى برده‌اند ؛ در هر حال مقامات مسئول ادارى عثمانى كه ادارهء امور حقوقى اماكن مقدس از سال 1516 تحت نظر آنان بود ، از تعداد زياد ( و ظاهرا پرادعاى ) بازديدكنندگان شكوه كرده‌اند و از اكبر تقاضاى متوقف كردن تقسيم صدقات در مكه را داشتند . اكبر در آن زمان به سرپرست كاروان زيارتى 000 / 600 روپيه و علاوه بر آن 12000 دست لباس براى تقسيم ميان شخصيتها داده است . خانمها در بازگشت دچار همه نوع عواقب بدى شده‌اند ؛ ( ولى سنگ معروف قدم‌گاه پيغمبر ) ، به اكبر - كه ظاهرا در مورد سنن اسلامى خصمانه مىانديشيد - به طورى كه بدائونى تعريف مىكند ، با احترام زياد به استقبال يادبود مقدس رفت . اگر اعياد ماه رمضان و قربان در قرآن ثبت هستند ، ولى جشنى در آن ذكر نشده ، در شب بدر هشتمين ماه قمرى ، ماه شعبان ، برگزار مىشود : اين شب ، شب برات « 1 » است كه در آن بنا به باورهاى قديمى مردم سرنوشت سال نو نوشته مىشود ، و ظاهرا جشن قديمى سال نو از دورهء پيش از اسلام بر اساس تقويم شمسى است . اين شب در محيطهاى عربى به ندرت نام برده مىشود ، در حالى كه در محيطهاى ايرانى ، و بيشتر در اشعار سنايى ( ف . 1138 ) ستايش مىشود . اين شب با چراغانى و آتش بازى جشن گرفته مىشده ، مىشود . جهانگير توصيف مىكند كه چگونه دستور مىداده درياچهء كوچك اجمر را در چنين شبى چراغانى كنند ؛ البته متدينين خود را وقف عبادت و نيايش مىكردند . بديهى است كه در اين رويداد ، شيرينيهاى معينى تهيه و پخش مىشده است . براى بعضى از متدينين شب برات ، مثل شب قدر كه در
هامش
( 1 ) .Shab - ibarat .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 169 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى