وقتى كه كيمياگرى خاك را به طلا مبدل مىكند تو متحير مىشوى -
ولى خاك تو فقط فقر را به خداوند مبدل مىكند .
زيرا كه انسان به درياى حقيقت مىافتد - سپس چه مىشود او ؟
چه مىشود قطرهاى از آب ، وقتى به درياى عظيم مىافتد ؟ ( 16 )
قادريه پس از اعدام داراشكوه كمى در انزوا رفت ، ولى شكلهاى بيانى جديدى در اشعار عرفانى گويشهاى ناحيهاى به ويژه پنجابى پيدا كرد . سند و بلوچستان مراكز قادريه بودند ، جايى كه يادروز عبدل قدير آن چنان جدى جشن گرفته مىشده است كه تمام ماه ربيع الثانى ، چهارمين ماه قمرى به سادگى غالبا يازده نامگذارى شده است ، زيرا كه ياد روز به روز يازدهم اين ماه مىافتاده است .
البته گروهها و جريانات عرفانى زياد ديگرى در دورهء مغول وجود داشتهاند ، ولى تنها يكى از آنها بايد باز هم خيلى كوتاه نام برده شود : ريشىها « 1 » در كشمير . كسى كه يكبار سريناگار « 2 » را ديده باشد ، قبر بابا ريشى در گلمارگ « 3 » را مىشناسد كه نزديك چشمهء يهلوم در جنگلهاى معطر درختان سرو ، در بلندى قرار دارد .
مؤمنان زيادى ، همچنين هندوها ، براى زيارت به آنجا مىروند تا نذر و نياز كنند ، چيزى كه قطعات پارچهء گره زده به نردهء پنجره گواه آن است . بابا ريشى جزو ريشىهاى مسلمان است كه اكبر نيز با آنها رابطه داشته ؛ بنيانگذار آن شخصى به نام نور الدين است كه در سال 1589 اين طريق مذهبى را به وجود آورده است . آنها سخت رياضت مىكشيدند ، تمرين كنترل تنفس مىكردند ، درختان ميوه مىكاشتند ، و صلحجويانه و فروتنانه از همنوعانشان مراقبت مىكردند .
البته مسائل بىشمارى در ارتباط با تأثير متقابل صوفيسم و هندوئيسم هم در سطح ادبى و فلسفى ( جايى كه نفوذ قدرتمند ابن عربى قابل مشاهده است ) ، و هم در تدين مردمى كه در آن براى خشم اصلاحطلبان ، طرز فكرها ، و آرمانهاى هندوها و صوفيان اغلب تقريبا غيرقابل تفكيك درهم آميختهاند ، مطرح است . اينكه آيا برخى از نگاشتههاى عرفانى به وجود آمده در دورهء مغول كه در آنها عشق به زن در حد بسيار بالايى است ردى از مكتب مذهبى تانتريسم كشميرى دارد يا خير ، سؤالى است كه هنوز هم مطرح است . ( 17 )
موضوعى كه تاكنون دربارهء آن به صورتى گذرا صحبت شده ، اين است كه تا چه حد تعاليم اشراقى « 4 » ، همانطور كه به وسيلهء شهاب الدين السهروردى كه در سال 1191 در آلپو به قتل رسيده تحول و تكامل
هامش
( 1 ) .Rishi .( 2 ) .Srinagar .( 3 ) .golmarg .( 4 ) .ishraqi .