آن قرآن براى نخستين بار بشارت داده شده است ، داراى اهميت بود . ( 2 )
تولد حضرت پيغمبر در 17 ربيع الاول ، سومين ماه قمرى ، ظاهرا باشكوه و جلال ويژه برگزار نشده است . اين روز از نظر صحت تاريخى علاوه بر اين به عنوان روز درگذشت حضرت محمد ( ص ) تلقى شده است . در ضمن اين موضوع در برخى از حوالى ايندو - پاكستان تا امروز هم وجود دارد و اشارهء بدائونى به اينكه به مناسبت آوردن نام و روح پيغمبر ، غذا ، خيرات و بين فقرا پول بخش مىشده است ، بيشتر اشاره به يك يادبود دارد . البته بتدريج اين روز را همانگونه كه در خاور نزديك از چندين سده معمول بوده است به عنوان روز تولد پيغمبر اكرم تلقى كردهاند و آن را با چراغانى و سرودخوانى جشن گرفتهاند .
شاعران به ويژه آنهايى كه در گويشهاى ناحيهاى شعر سرودهاند ، دستكم از قرن 16 به بعد ابيات بىشمارى دربارهء اعجاز پيغمبر سرودهاند و با وجود اينكه بدائونى ادعا مىكند كه اكبر نمىخواسته است اسم پيغمبر را بشنود ، فيضى « 1 » ، شاعر دربارش قصيدههاى بزرگى به فارسى در ستايش پيغمبر نوشته است .
ولى شاعران مردمى ، به ويژه در سند ، مولوديهاى كوتاهى براى حضرت پيغمبر كه به عنوان تيمارگر محبوب روح ستايش مىشود و شاعران در اشتياق مدفن مقدسش در مدينه بودهاند ، خواندهاند . ( 3 )
قدمگاههاى پيغمبر نيز گردآورى مىشدهاند ؛ به سنگ آورده شده با اثر پاى حضرت محمد ( ص ) به وسيلهء خانمها از عربستان قبلا اشاره شد ؛ و سنگهاى مشابهى به نام قدم رسول ، در ساير استانهاى هند ، مثلا در شرق بنگال ، نيز وجود داشته است . در مناطق شيعه ( مثلا در مول على ، حيدر آباد دكن ) مردم به جاى پاى حضرت على افتخار مىكنند . از اثر بهجا ماندهء بسيار مورد احترامى كه اكنون بيشتر اماكن مقدس را تزيين مىكند ، يعنى موى حضرت محمد ( ص ) ، تا جايى كه من مىبينم ، چيزى در منابع گفته نشده است ، با وجود اينكه چنين موهايى حفظ شده در بطريهاى شيشهاى كه در پارچههاى ابريشمى خوابانده در مايعات معطر ، پيچيده شدند ، به طورى كه گفته مىشود از قرن 16 در بيجاپور و روهرى در سند يافت مىشوند . بىاعتقادان و زنان اجازهء مشاهدهء چنين مويى را ندارند .
مهمترين فعاليت مذهبى - در كنار كپى كردن قرآن - ساختن مساجد بود . در هند از زمانهاى خيلى قديم اين سخن كه به پيغمبر نسبت داده مىشود معروف بوده است : « هر كس كه مسجد بسازد ، حتى اگر به كوچكى آشيانهء قطا « 2 » ، مرغ سنگخوار هم باشد ، خداوند براى او خانهاى در بهشت خواهد ساخت ! » ( 4 )
طالعبينى در زندگى مغولان جاى مهمى داشت كه غالبا به وسيلهء هندوها انجام مىگرفت . اورنگ زيب پس از به تخت نشستن دستور داد متخصصان مسلمان را جايگزين طالعبينان هندى كنند . به طور معمول هيچ چيز در واقعيت اينكه در هر تولدى سرنوشت شاهزادگان طبق ستارگان تعيين مىشده و
هامش
( 1 ) .Fayzi .( 2 ) .qata .