روزى معين و ساعتى تعيين شده وجود داشته است . ولى انتخاب روز به وسيلهء همايون غيرعادى نبوده است ؛ مردان و زنان متدين به تقدس روز جمعه پايبند بودهاند . مثلا جهانگير شب جمعه مشروب نمىنوشيد ، در حالى كه يكى از اميرانش هر جمعه بايد هزار سكهء طلا خير شيرينىجات براى عبدل قدير الگيلانى مىكرد . ولى روز چهارشنبه با آخرين چهارشنبهء زندگى پيغمبر اكرم مرتبط است و مثلا بايرام خان هرگز فروگذار نمىكرد كه چهارشنبهها غسل كند و ريش خود را به قصد شهادت بتراشد .
گفته مىشود ، به دليل آن بوده كه او مىخواسته خود را براى مرگ مورد انتظار در ميدان جنگ آماده كند ؛ زيرا شخص كشته شده در جهاد ، شهيد به شمار مىآيد . ( 9 ) همانطور كه اثرى از شيخ عبدل حق دهلوى ( ف . 1642 ) نشان مىدهد ، انتخاب روز در اسلام نيز معمول بوده است . ( 10 )
همايون بىتوجهى مهمانانش را به ساعت تعيين شده تحمل نمىكرد ؛ هركس كه اشتباها با پاى چپ ابتدا وارد مىگرديد ، بازگردانده مىشد . خود او به اين قانون پايبند بود و همواره همانطور كه يك رسم كلى اسلامى است ، با پاى راست وارد مىشده است . فرمانرواى متدين هرگز نام خدا يا يكى از القاب زيباى او را در صورتى كه تطهير نبود به كار نمىبرد . خانهء همايون كاملا طبق اصول ستارهشناسى تقسيمبندى شده بود ، به نحوى كه در بخشهاى دوازدهگانهاش درباريان مطابق با صور فلكى نشسته بودند . به استثناى فرش همهچيز مطابق با ستارگان نظم يافته بود . اينكه در زمان خورشيد گرفتگى مراسم مذهبى خاصى انجام مىگرفت ، صدقه داده مىشد ، و فرمانروا دستور وزنكشى خود را مىداد تا عوايد را بين فقرا تقسيم كنند ، امرى تقريبا بديهى است .
پيشگويى را در كتابهاى معينى جستوجو مىكردهاند : سلاطين مغول نيز با ميل ، ديوان حافظ را ورق مىزدند ، تا آينده را ريشهيابى كنند . بدينترتيب نسخهاى از ديوان حافظ اكنون در پاتنا - بانكىپور نگهدارى مىشود كه حاشيهنويسى همايون و جهانگير را دارد . آنها مىنويسند كه چگونه اين يا آن بيت در زندگى آنان تحقق يافته يا آنها را همراهى كرده است . آيا همايون در آغاز بازگشتش به هند مىتوانسته ، بيتى مناسبتر از اين بيابد ؟ :
بجوى سعادت فرمانروايى را از مرغ شاهانهء همايون و سايهاش * چون كلاغ و غراب شاهپرهاى تلاش و كوشش عظيم را ندارند ! ( 11 )
سايهء بال هما براى كسى كه بر سرش افتد ، فرمانروايى مىآورد ، و مناسبت نام همايون پيشگويى را به ويژه متناسب ساخته است .
دميدن ( به چيزى فوت كردن ) نيز معمول بوده است : وقتى همايون از ايندوس گذشت و هلال ماه را ديد ، به اكبر كوچك دميد . ( 12 ) هنوز هم وقتى كه هلال ماه نخستين بار ظاهر مىشود ، دعاى كوتاهى