تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
عملا هر گونه قدمى در زندگى يك فرمانروا ، از جابه‌جايى به شهرى ديگر گرفته تا آغاز ساخت يك بنا ، بر اساس ستاره‌ها مقرر مىشده ، تغيير نيافته است . هر اثر مهم تاريخى طالع شاهزاده‌اى را داشت و ميرزا غالب « 1 » ، در پايان دورهء مغول ، در مديحه‌اى بلند به فارسى در ستايش از حضرت على ( ع ) طالع خود را اضافه كرده است . ( 5 ) شاه جهان نيز به عنوان صاحب قران ، صاحب طالع نيك ، يعنى نزديك شدن دو سيارهء مشترى و زحل در يك برج ، معروف است . كنايه‌هاى مربوط به اصطلاحات تخصصى ستاره‌شناسى در همه جاى شرح واقعه‌ها و اشعار يافت مىشوند و برخى از ابيات بدون آگاهى از الفباى ستاره‌شناسى اصلا مفهوم نيستند . تنها وقتى بدانيم كه قمر در عقرب ، به معنى مصيبت است ، مىفهميم كه چرا شاعرى معشوقه‌اش را با چنين اصطلاحى توصيف مىكند : روى زيباى درخشان او در حلقهء عقرب مانند زلف سياه ، نشان مىدهد كه اين عشق فقط او را به فاجعه تهديد مىكند . فال‌نامه‌ها نيز در دورهء مغول معروف بودند ( 6 ) و اين امر براى تعبير خواب نيز معتبر است - خوابها در دورهء مغول به همان اندازه مثل معمول در دنياى اسلام مهم بودند و مىتوانستند در تعيين حوادث آتى مفيد واقع شوند . مثلا جهانگير وقتى خواب مىبيند كه پدرش از او براى ميرزا عزيز كوكا ( 7 ) كه در گواليور زندانى است تقاضاى عفو مىكند ، او بلافاصله آزاد مىشود . فال‌نامه‌ها مصور بودند و تصاوير آنها - غالبا با شكلها و صحنه‌هايى از داستانهاى پيغمبر - متناسب با داستان تعبير مىشدند . به عنوان مثال در صحنه‌اى ديده مىشود مردى كه به وسيلهء شترى تعقيب مىشود ، مىخواهد خود را به چاهى افكند كه در آن اژدهاهايى در انتظارش هستند ، بدين‌ترتيب اين طالع نحسى است ، خوانندهء آلمانى در اينجا فورا شعر فريدريش روكرت « 2 » را پيش روى خود مىبيند :
در سرزمين سوريه به راهى مىرفت مردى * افسار به دست هدايت مىكرد شترى . . .
موضوعى كه ريشه در آداب و رسوم هندى دارد . همايون به ويژه تمام و كمال به پيشگوييهاى سرنوشت چشم دوخته بود . او از اسم سه سوارى كه به او برخورده بودند و سعادت ، مراد ، و دولت نام داشتند ، در سال 1552 به اين نتيجه رسيد كه فتح و پس گرفتن هند كه آرزوى او بود ، موفقيت‌آميز خواهد بود . ( 8 ) همچنين رسم قديمى مغولى كه با قرار دادن استخوان كتف گوسفندها يا غزالها در آتش آينده را پيشگويى مىكردند ، در دربار مغول معروف بوده است . همايون در تمام طول زندگىاش خود را با مقررات دقيق ، تطبيق داده است ؛ و براى هر كار و هر رفتارى ،
هامش
( 1 ) .ghalib .( 2 ) .F . Rukert .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 171 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى