ولى مير درد ، پسر محمد نصير عندليب ، نخستين شاعر بزرگ عرفانى به زبان اردو شد ، و ساير شخصيتهايى كه جزو نقشبندىها بودند ، در همان زمان در دهلى مقام مؤثر و نسبتا بالايى داشتند . شاه ولى اللّه پسر يك حقوقدان ، شخصيتى بود كه در تنظيم فتاوى عالمگيرى همكارى داشته است . ( 12 ) شاه ولى اللّه متولد سال 1703 ، سالهاى زيادى را در مكه گذراند و پس از بازگشت به دهلى كوشيد تا اسلام را نوسازى كند . او آگاه از اصول چهار فرقهء عرفانى كوشيده است ثابت كند كه همگى همارزش بودهاند و هر كدام ديدگاه معينى از تجربهء روحى را برمىانگيختهاند . به عقيدهء او عين همين موضوع براى چهار مكتب سنتى حقوق اسلام معتبر است . شاه ولى اللّه علت وضع فلاكتبار مسلمانان هند را در عدم آگاهى از شالودهء مذهبى فرهنگشان ديده است . او به وسيلهء ترجمهء قرآن به فارسى ، زبان روشنفكران ، كوشيده است در رفع آن كمك كند . زيرا كه او به حق معتقد بود كه تفاسير و فوق تفاسير بىشمار در مورد قرآن مفهوم آن را بيشتر دشوار كردهاند . جالب توجه است كه جهانگير نسخهاى از قرآن با دست خط ياقوت را به يك صوفى در گوجرات كه نوادهء دور شاه اعلم بزرگ بود ، هديه كرد و از او خواست كه كتاب مقدس را به فارسى سليس و ساده ترجمه كند . ( 13 )
حجت اللّه البليغه « 1 » اثر بزرگ عربى شاه ولى اللّه ، كه در آن مىكوشد دلايل را براى مسلمانان هند روشن سازد ، در حالى كه به سوء اداره ، مشكلات مالى ، اهمال در مناطق روستايى ، و خيلى چيزهاى ديگر اشاره مىكند . بايد به خاطر داشت كه حجت اللّه عنوانى نيز براى حضرت مهدى ( ع ) است و شاه ولى اللّه ترديد نمىكند كه با قائم الزمان ، عنوانى مرتبط با حضرت مهدى ( ع ) را به خود اختصاص دهد . او ادعا كرده است كه خداوند او را نمايندهء خود در ملامت كرده است ؛ اين بدين معنى است كه او بايد مسلمانان را براى گناهان و اشتباهاتشان نكوهش كند ، كارى كه او با زبان خودش انجام داده است ! فيلسوفانى كه استخوانهاى 2000 سالهء كهنه را مىليسند ، به همان شيوهاى كه صوفيان قرون وسطايى عمل كردهاند ، مورد تهاجم قرار مىگيرند ؛ سربازان براى اخلاق بدشان ملامت مىشوند ، و اربابان براى بىتفاوتىشان در برابر تمام موقعيتهاى بد ، ولى صوفيان نيز از نكوهش او مصون نمىمانند : دقيقا مثل مير درد ، او نيز به صوفيان معجزه فروش دشنام مىدهد و با انرژى با زيارت مدفنهاى مقدس به ويژه مقبرهء سالار مسعود ، مخالفت مىكند - اين چيزى جز بتپرستى نيست و اگر او جايى مناسب را در قرآن مىيافت ، تمام اين اعمال را ممنوع مىكرد . مهم است كه عارف دهلى ميل نداشت درويش ناميده شود - تفاوت دراويش مردمى كه عقل و شعور بالايى هم نداشتند بايد مورد تأكيد قرار مىگرفت .
برخى از اشارات شاه ولى اللّه تفكرى منطقى را مثلا از معجزات برمىگيرند ؛ ولى اگر او در تفسير مرسوم
هامش
( 1 ) .hujjatAllah - al - baligha .