تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
يك اجتماع مدرن تبديل كرد ، نوهء او بود .

نوربخشىها « 1 »

نوربخشىها در كشمير گروه ديگرى با اصل و منشأ شيعه بودند . بانى آنها از سنت صوفى سيد على همدانى ( ف . 1385 ) كه با موفقيت ارزش و اهميت خود را در كشمير نشان داده بود . سيد محمد نوربخش ( ف . 1464 ) ادعا كرد كه خليفهء مسلمين است و به سبب همين ادعاهاى سياسى به وسيلهء شاهرخ از سلسلهء تيموريان به زندان افتاد . براساس تصور نوربخش امام جماعت بايد نه فقط از فرزندان على ( ع ) و فاطمه ( س ) باشد ، بلكه علاوه بر اين بايد ولى ، بندهء نيك خدا هم باشد . نوربخشىها 20 سال پس از مرگ بنيانگذارشان در سال 1484 ، به كشمير رسيدند و عدهء زيادى از اعضاى طوايف چاك « 2 » به آنها پيوستند . بدين‌ترتيب تنشهايى دايمى بين آنها و سيدهاى حنفى كه قشر مرفه مسلمانان را در كشمير تشكيل مىدادند ، به وجود آمد . زمانى كه ميرزا حيدر دوقلات ، پسرعموى بابر ، در سال 1541 كشمير را فتح كرد ، عقيده داشت كه نوربخشىها كافر واقعى هستند و كتاب مقدس‌شان الفقه و الاحوط « 3 » ، جامع‌ترين احكام شرع ، مجموعه‌اى از لامذهبى و كفر است . ميرزا حيدر ، سنى متعصب در ادامه مىگويد : خيلى از آنها را كه در كشمير تابع اين كفار بودند به دين قانونى آوردم ، چه مىخواستند چه نمىخواستند ، عدهء زيادى را هم كشتم . برخى از آنها به تصوف پناه بردند ، ولى صوفى واقعى نيستند . امروزه گروه‌هاى كوچك نوربخشى ديگر در كشمير زندگى نمىكنند ؛ ولى در تاريخ مغول به نظر نمىرسد كه نقش بزرگى را ايفا كرده باشند .

شيعه دوازده امامى

پس از آنكه شاه اسماعيل صفوى در سال 1501 شيعه را مذهب رسمى در ايران اعلام كرد ، شيعه دوازده امامى در هند نقش بزرگى را آغاز كرد ؛ البته در شاه‌نشين دكن از اواسط قرن 15 گروه‌هاى مقتدر شيعه وجود داشت ، چون نواده‌هاى صوفى مرشد شاه نعمت اللّه كرمانى در آنجا نفوذ داشتند و در ضمن عده‌اى از علماى شيعه نيز به آنجا مهاجرت كرده بودند . بعدها فرمانروايان بيجاپور و گلكند دست‌كم بعضا
هامش
( 1 ) .Nurbakhshi .( 2 ) .chak .( 3 ) .al - fiqhal - ahwat .