تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
شيخ مبارك كه در دربار اكبر شغل مهمى داشته است دو مهدوى مذكور را تحت حمايت قرار داده بود و به همين جهت نيز بعدا خودش متهم به مهدوى بودن شده بود ، و بدائونى كه ترديدى در تعصبش نيست ، با احترام زياد از اين دو رهبر مهدوى كه تقدسشان را بسيار مىستايد ، صحبت مىكند و از شيخ مبارك كه به طور معمول مورد علاقه‌اش نيست ، براى زحماتى كه متحمل شده تا زندگى شيخ علائى را نجات دهد ، تمجيد مىنمايد . پيگردهاى مهدويون پس از سقوط رژيم سورى دست‌كم در برخى از ايالات قلمروى مغول ، بويژه در گوجرات ، جايى كه ميرزا عزيز كوكا ، برادر شيرى اكبر ، آنها را تعقيب مىكرد ، ادامه داشته‌اند ، در حالى كه خان خانان عبد الرحيم مهدويون را راحت گذاشته بود . اورنگ زيب نيز گروه‌هاى باقىماندهء كوچك مهدويون را مورد تهاجم قرار داد ، ولى گروه‌هاى كوچكتر وابسته به آن گروه‌ها ، به ويژه در دكن و سند تا امروز حيات دارند . تأثير كلى مهدويون و آرمانهاى آنان روى ادبيات و سياست در اوايل دورهء مغول هنوز هم نياز به بررسيهاى بيشترى دارد . قابل تعمق است كه يكى از شعرا در گويشى ايالتى ، يعنى در گويش پورابى ، ملك محمد يعيسى « 1 » بوده است كه به عنوان شاگرد يكى از رهبران مهدوى دورهء خود ، يعنى برهان الدين از كلپى « 2 » ، ( ف . 1562 - 1563 ) از اعتبار برخوردار بوده است . درست در همان زمان نخستين شاعر معروف مذهبى در سند ، قادى قادان « 3 » از سهوان « 4 » ، ( ف . 1551 م . ) دعاى كوتاهش را تأليف كرد ؛ به طورى كه برخى از منابع ادعا مىكنند او نيز بايد مهدوى بوده باشد . البته نمىتوان به طور يقين اظهار داشت كه آيا به كار بردن اصطلاح دايره در ابياتش اشاره‌اى به آن دارد يا خير .

روشنيه « 5 »

جنبش ديگرى نيز بايد از تفكرات پيش از آغاز سدهء جديد ، در دورهء حكومت اكبر ، براى يك هزارهء جديد در حركت بوده باشد . اين جنبش روشنيه است كه براساس پير روشن « 6 » ، بايزيد انصارى كه مخالفانش او را پير تاريك « 7 » مىناميدند نامگذارى شده است . جنبشى را كه او هدايت مىكرد در ضربه پذيرترين گوشهء قلمروى مغول ، يعنى در افغانستان به وجود آمد .
هامش
( 1 ) .Mal ikMuhammadJa'isi .( 2 ) .Kalpi .( 3 ) .QadiQadan .( 4 ) .Sehwan .( 5 ) .Raushaniyya .( 6 ) .Pir - iraushan .( 7 ) .Pir - tarik .