تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
در كاخ ، كليساى كوچكى احداث شد و شاهزاده مراد ، پسر دوم اكبر كه در آن زمان 10 سال داشت همراه با تعدادى از پسربچه‌هاى خانواده‌هاى دربارى به دست كشيشان سپرده شدند تا زبان پرتقالى و فلسفهء اخلاق و رفتار مسيحى را بياموزند . كشيشان براى به خدمت رسيدن نزد اكبر آزاد بودند و مىتوانستند همان‌گونه كه در بحثها در عبادتخانه شركت مىجستند ، تبليغ مذهبى كنند ، نقاشان آنها را كرارا در جامه‌هاى بلند سياه رنگ با چهره‌هاى رنگ پريده و بينيهاى نوك‌تيز تقريبا كشيده تصوير كرده‌اند كه در دنياى لباسهاى رنگارنگ درباريان وصله‌اى ناموزون هستند . ( 1 ) اينكه كشيشان از آزادمنشى اكبر شگفت زده شده بودند ، جاى تعجب نيست ، چون آنها از دنيايى مىآمدند كه دادگاه تفتيش عقايد و پيگرد كافران به شدت رواج داشت . علاوه بر اين در مورد احترام عميقى كه فرمانروا براى تصاوير عيسى مسيح و مريم مقدس قايل بود ، تعجب مىكردند - آنها نمىدانستند كه قرآن با عشق و محبت ، و بسيار نافذ از مسيح - پسر حضرت مريم سخن مىگويد و بر زايش مريم باكره تأكيد مىكند و بر اساس نقل قول ، حضرت محمد ( ص ) ، پيامبر ، وقتى كعبه را از وجود همهء بتها پاك ساخت ، اجازه نداد كه تصاوير مسيح و مريم را از بين ببرند . بدين‌ترتيب خلق تصاوير بىشمار از مريم مقدس به وسيلهء نقاشان مغول ، قابل درك است . ( 2 ) اينكه آنها حتى به صليب كشيدن مسيح را به تصوير كشيده‌اند كه در قرآن « 1 » اكيدا مردود شمرده مىشود ، نشان مىدهد كه تا چه حد موضوع تصوير مسيحى كه مبلغان مذهبى همراه آورده بودند در تصور آنها ، بدون اينكه به گفته‌هاى قرآن زياد توجه كنند ( به هر حال بيشتر نقاشان هندو بودند ) ، نقش بسته بوده است . البته مهمانان پرتقالى حدس مىزدند كه اكبر دين اسلام را رها كرده و اينك در راه گرويدن به دين مسيح است ، حدسى غلط كه البته به واسطهء توصيفات بدائونى ، از رفتار غيراسلامى اكبر به دليل مناسباتش با ملاهاى متعصب كوته نظر به وجود آمده است . با اين وصف يزوئيت‌ها وقتى دريافتند كه جست‌وجوى مؤكد اكبر در پى حقيقت بيشتر با تدينى عارفانه مرتبط است و نه با گرايش به پذيرفتن مذهبى ديگر ، غافلگير شدند ؛ اگرچه اكبر براى جشن ميلاد مسيح از مراسم عبادى پرتقالىها ديدن كرده بود . در يكى از مباحثات ، در عبادتخانه پيشنهاد شد كه واقعيت مذاهب مىبايستى به وسيلهء آزمون آتش مشخص شود : اكبر موافقت كرد ، ولى پدر آكواويوا امتناع ورزيد . در حينى كه فرمانروا در سال 1581 لشكركشىاش به افغانستان را پيروزمندانه به پايان رساند و بدين‌وسيله فلات افغانستان را جزو قلمروى خود كرد ، پدر آكواويوا در فتح سيكرى باقىماند ؛ او بيمار شد
هامش
( 1 ) . سورهء 4 ، آيهء 156 .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 146 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى