دليل براى اين دگرگونى مشاركت آنان در شورشها عليه قدرت مركزى است . جهانگير كمى پس از به تخت نشستنش دستور داد گورو ارجون را در سال 1606 اعدام كنند ( او وى را هندو مىناميد ) ؛ چون وقتى خسرو پسر اول جهانگير عليه پدرش شورش كرد ، گوروى سيك ، از ادعاهاى او جانبدارى نمود ، قابل درك است كه اين مسئله به انتقام فرمانروا منتهى شده است . گورو هارگوويند نيز در سال 1612 به دلايل سياسى در گواليور دستگير شد ، در حالى كه دو پسرش بىرحمانه اعدام شدند . ولى در اين نيز انگيزهء سياسى پيش قدم انگيزهء مذهبى است ؛ در اين ميان تقويت يافتن تشكل نظامى سيكها نيز نقشى ايفا مىكرده است . در روزهاى حكومت اورنگ زيب وضع وخيمتر شد . در جنگ براى تصاحب تخت طاووس ميان جانشينان ، شيخ گورو هار راى « 1 » ، نخست طرف داراشكوه را گرفت ، ولى سپس او را تنها گذاشت ؛ گورو تگ بهادر جانشين او در سال 1675 به دستور اورنگ زيب اعدام شد و اين عمل منجر به شورش گرديد . در سال 1699 خالصه « 2 » ، اجتماع پاكان ، بنيانگذارى شد كه براى دفاع از خود تصميم گرفت به سلطهء مسلمانان در هند خاتمه دهد . گووينده سينگ دهمين گورو ، سه سال پس از مرگ اورنگ زيب در سال 1710 به قتل رسيد ؛ او به طورى كه گفته مىشود ، آخرين گوروى انسانى است و از زمان مرگ او اختيارات مذهبى نهايتا با كتاب مذهبى ، گرانت صاحب « 3 » مىباشد . در آشفتگيهاى بعدى يك شورشى به نام باندا در رأس بخشى از سيكها قرار گرفت كه در پنجاب مرتكب بىرحميهاى وحشتناكى نسبت به مسلمانان و هندوها شدند . در نتيجهء فزونى ضعف حكومت مركزى در دهلى ، سيكها موفق شدند در پنجاب - به هر حال موطنشان - مستقر شوند ؛ در سال 1799 رانجيت سينگ ، لاهور ، و سه سال بعد آمريت سر ، زيارتگاه قديمى را اشغال كرد . انگليسىها رانجيت سينگ را پس از اينكه ايالت پنجاب را در سال 1849 بعد از دو جنگ سرسختانه انگلو - سيك ، ضميمهء منطقهء تحت تسلط خود نمودند ، فرمانرواى پنجاب كردند .
مسيحيان
قديمىترين سكونتگاه مسيحيان در هند تا نخستين سدههاى گاهشمار ما به عقب برمىگردند .
گروههاى مسيحى هم از جنوب و هم از مناطق شمالى وارد هند شدهاند كه از بين آنها گروهى كه از قرن 4 خود را مسيحيان توماس مىناميدند همچنان باقى ماندهاند . در دورهء اكبر تماس مغولان با پرتقالىها كه از سال 1498 در كرانهء غربى هند مستقر بودند برقرار شد . اولين رفت و آمدها در سال 1573 هنگام
هامش
( 1 ) .GuruHarRai .( 2 ) .Khalsa .( 3 ) .GranthSahib .