تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
محاصرهء سورات انجام گرفت ؛ سه سال بعد اكبر با دو يزوئيت مشغول به كار در بنگال مراوده پيدا كرد . براى مسلمانان هندى حضور اروپاييان غيرمسلمان بار سنگينى بود ؛ زيرا كه بنادر كرانهء غربى به عنوان محلهايى جهت سوار كشتى كردن زايران مكه و جايى كه آنها از آنجا راه دريايى خطرناك به عربستان را در پيش مىگرفتند ، مورد استفاده بودند . توجه اكبر به همهء آن چيزهايى كه - بويژه از نظر مذهبى - به نظرش ارزشمند و مهم بودند ، او را وادار ساخت كه در سال 1578 نامه‌اى براى پرتقالىها به گوآ بفرستد كه متن آن بايد به شرح زير بوده باشد : به نام خدا به كشيش اعظم فرقهء سنت پاول . مطلع باشيد كه من دوستى بزرگ براى شما هستم . من فرستاده‌ام عبد اللّه و دومنيكو پرز را به آنجا مىفرستم تا شما را دعوت كنند ، با آنها دو نفر از علماى خود را باز فرستيد كه بايد با خود كتاب قوانين و به ويژه انجيل را همراه بياورند ، زيرا كه من حقيقتا و جدا خواهان درك كامل بودن آنها هستم و با تعجيل زياد باز هم خواهش مىكنم كه شما با فرستاده‌هاى من بياييد و كتابهايتان را بياوريد ، چون با آمدن شما من تسلى زيادى خواهم يافت . شما مرا خوشحال خواهيد كرد و من از شما با هرگونه امكان احترامى پذيرايى خواهم كرد . فرستادهء اكبر در سپتامبر 1579 به گوآ رسيد . او با ادب زياد مورد استقبال قرار گرفت ، زيرا دعوت كاملا غيرمنتظره ، اميد زيادى به تغيير مذهب فرمانرواى قدرتمند در پرتقالىها ايجاد كرده بود . زمانى كه سه كشيش انتخاب ، و به زودى به آگرا فرستاده شدند ، بدين‌ترتيب شوق تبليغ مذهبى و روياهاى سياسى از نقشى مركزى ، با پرتقال مرتبط شدند . روبرتو آكواويوا سرپرست گروه بود ؛ همراه با او آنتونينو مونسررات كه نامه‌ها و نقاشيهايش بسيار مهم هستند ، آمد و فرانچسكو انريكو ، مسلمانى كه به دين مسيح گرويده بود وظيفهء مترجم را داشت . يزوئيت‌ها در 17 نوامبر 1579 گوآ را ترك نموده به سورات نقل مكان كردند ، و پس از اقامتى يك ماهه ، در 15 ژانويهء 1580 به سفر ادامه دادند . البته آنها تنها نبودند ؛ كاروان كاملى از تجار به آنها پيوسته بودند كه ابريشم چين و لوازم ديگر همراه خود آورده بودند ، تا آنها را در قلمروى مغولان به فروش رسانند . مسافران در سفر زمينى از طريق ماندو و گواليور ، پس از 43 روز مسافرت دشوار به فتح پورسيكرى رسيدند . اكبر دستور داد واردشدگان را فورا نزد او آورند و شب تا دير وقت با آنان گفت‌وگو كرد . پسران كوچك او - بين 11 و 8 سال - كت و شلوارهايى الهام گرفته از مد پرتقالى بر تن داشتند . فرمانروا به مهمانان مقدار زيادى طلا و نقره پيشنهاد كرد كه آنها رد كردند ، چون آنها اجازه داشتند صاحب چيزى باشند كه