ديگرى به سبب شايستگى علمى به عنوان جاگات گورو « 1 » ، آموزگار جهان ، مورد تجليل قرار گرفت .
تنها برخورد بزرگ بين مغولان و جينىهاى صلح طلب دلايل سياسى داشت . در دورهء حكومت جهانگير راى سينگ از بيكانر « 2 » طغيان كرد ، زيرا كه او پيشگويى يك جينى را كه اعلام داشته بود فرمانروا بر كنار خواهد شد ، باور كرده بود . اين به نحوى قابل درك به مجازات « راى » و طرد جينىها از قلمروى مغول منتهى شد .
جينىها از قديم تاجر بودند ، چون فرمان نبايد كشت به آنها اجازهء شغل ديگرى نمىداد - و اين جينىهاى بانكدار بودند كه در سال 1658 با 000 / 550 روپيه به اورنگ زيب در جنگ بر سر جانشينى كمك كردند . . .
پارسيان
پس از فتح ايران به وسيلهء مسلمانان ، عدهاى از زردشتيان از اواسط قرن 7 ايران را ترك كردند و در كرانهء غربى هند اقامت گزيدند . سورات نقطهاى بود كه آنها از آنجا به گوجرات و بعدا نيز به بمبئى آمدند .
كراچى كه بعدها اهميتى به عنوان بندر تجارى يافت ، اجتماع كوچكى از پارسيان فعال داشت . پارسيان نخست غالبا كشاورز و سپس بيشتر تاجر بودند ؛ بدائونى به عنوان مثال ، آنها را آتشپرستان گوجرات مىناميد . اكبر در سورات با دستور مهرجى رام « 3 » ، ملاقات كرد و او را به آگرا دعوت نمود . او در سال 1578 به آنجا رفت ، در بحثها در عبادتخانه « 4 » شركت جست و مدد معاش دريافت كرد .
به نظر مىرسد كه آيين كار ، نظافت و رفتار واقعى پارسيان در اكبر اثر خوبى داشته است . ولى بيش از همه احترام به آتش و نور به تمايل شخصى خودش نزديك بود . او همواره آتشى در كاخ داشت كه يك زردشتى از ايران آورده بود و اكبر نگهدارى از آن را به ابو الفضل سپرده بود . اعمال عبادى او نيز در ارتباط با نور بودند ؛ آنها هنگام طلوع آفتاب ، ظهر ، شب ، و نيمهشب انجام مىگرفتند و ابو الفضل گزارش مىكند كه يك ساعت پيش از غروب آفتاب دوازده شمع سفيد رنگ در كاخ روشن مىكردند . ويژگى دوگانهء مذهب زردشت و نبرد دايمى خوب و بد او را مجذوب كرده بود . به هر حال اين امكان هست كه برخى از عناصر دين الهى متأثر از مذهب زردشت باشند . معرفى فر « 5 » ، شأن و شوكت شاه كه به وسيلهء ابو الفضل براى فرمانروايش به كار برده شده است ، در هر صورت منشأ و ريشه از اصطلاح قديمى خورنه « 6 » ، نشان
هامش
( 1 ) .jagtguru .( 2 ) .Bikaner .( 3 ) .DasturMehrjeeRam .( 4 ) .Ibadatkhana .( 5 ) .farr .( 6 ) .khowarena .