جهانگير دستور داد كه نبايد معبدى تخريب شود ، مگر اينكه زمان جنگ باشد ؛ البته معبد جديدى هم نبايد ساخته شود .
پسرش شاه جهان فعاليتهاى تبليغاتى مذهبى هندوها را ممنوع كرد ؛ با اين وصف در دورهء حكومت او چندين مورد تغيير مذهب به هندوئيسم پيش آمده بود و يك بخش ادارى مختص خود ايجاد شده بود تا به اين مسئله بپردازد . شاعران و نقاشان هندو هماهنگ در دربار او مىزيستند ، و در آنجا مثل چاندار بهان ، منشى دربار و دوست داراشكوه ، نقش مهمى را ايفا مىكردند .
درست همين شاهزاده بود كه باز هم كوشيد اختلاف بين دو فرهنگ مذهبى بزرگ سرزمين را از ميان بردارد . ( 13 ) براى اين كار بايد گفتوگوهايى انجام مىگرفت كه او در سال 1653 با ، بابا لالداس « 1 » در لاهور انجام داد تا تصاوير روشنترى از شناخت واژهها و اصطلاحات هندوئيسم به دست آورد . ترجمهء او به كمك عدهاى از دانشمندان هندى از 50 اوپانىشاد ، در سال 1803 م به وسيلهء آنكوئتيل دوپرون به عنوان
Oupnek'hat , idest secretumTegendum
به لاتين انتشار يافت و همين ترجمه بود كه در فلاسفهء اروپايى و به ويژه فلاسفهء ايدئاليست آلمانى تمايل پرتحركى را بيدار ساخت و به نوبهء خود كمك كرد تا هند به عنوان « موطن هنرهاى ضرورى و مفيد بسيار زياد ( آگوست ، ويلهلم فون شلگل ) نگريسته شود » و بدين وسيله تصويرى آرمانى از هند به وجود آيد كه مدتهاى طولانى بر اروپا مسلط شود .
براى داراشكوه اوپانيشادها يكى از كتابهايى بودند كه قرآن محرمانه و مخفيانه اشاره به آن دارد . چون قرآن بارها متذكر مىشود كه هيچ خلقى بىكتاب نيست . « 2 » زحمات او براى نزديك كردن ودانتا و تصوف به نحوى پرمعنى ، مجمع البحرين « 3 » « جريان مشترك دو دريا » « 4 » ، نام و عنوان داده شد .
ولى برادر كوچك او اورنگ زيب اين چنين شيفتگى عارفانه را براى سياست خطرناك مىدانست ؛ اورنگ زيب وفادار به شريعت نيز نمىتوانست بدون افسران هندوى خود كنار آيد و راجپوتىها و همچنين مارتها جزو منصبداران بودند . جدا كردن خود از اين سهم ، به معنى فروپاشى سرزمين بود و حتى اگر فرمانروا تعدادى از آيينهاى هندو را ممنوع كرد يا دستكم مورد بىتوجهى قرار داد و در سال 1679 مجددا جزيه را برقرار كرد ، باز هم مؤمنان هر دو مذهب غالبا در كنار مرقدهاى مقدس همديگر را ملاقات مىكردند ، چون « ضريح صوفى متفق مىكند و مسجد جدا » . ( 14 )
در هر حال شاهزادگان مغول گاه در جشنهاى گروههاى غير مسلمان شركت مىجستهاند . اينكه آنها با
هامش
( 1 ) .BabaI . aldas .( 2 ) . سورهء 17 ، آيهء 16 ، سورهء 53 ، آيهء 22 ، سورهء 57 ، آيهء 25 .
( 3 ) .majmaal - Bahrayn .( 4 ) . سورهء 18 ، آيهء 60 .