تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
خانمها اسلام را مىپذيرفتند ، روشن نيست ؛ البته تعدادى از آنها دستور ساخت مساجدى را مىدادند . ازدواج فرخ سير با دختر راجه آجيت سينگ ، از مروار آخرين ازدواج از اين نوع است . اينكه اكبر در تمايلش براى حفظ مسالمت با همه ، كوشيد خيلى زود جزيه را حذف كند ، از نظر سنىهاى متعصب دربار و ساير نقاط بسيار نامطلوب بود ؛ ولى منطقى بود : از آنجا كه راجپوتىها در خدمات جنگى نيز خود را برتر نشان داده بودند ، نمىتوانستند به چشم تحت الحمايه نگريسته شوند ، زيرا كه جزيه در واقع تا حدى به عنوان على البدل براى خدمات جنگى در نظر گرفته شده بود : كسى كه آن را مىپرداخت ، لازم نبود براى فرمانروايان مسلمان جنگ كند . اين طرز فكر اينك - به عمد يا غيرعمد - برعكس شده بود . اكبر ماليات زيارت را هم كه از سال 1351 به هندوها ، در صورت رفتن به زيارت اماكن مقدسشان ، تحميل شده بود ، برچيد . شواهد پراكنده‌اى در مورد رفتار ضد هندويى به وسيلهء اميران نيز وجود دارد ؛ مثلا شخصى به نام حسين خان دستور داد كه هندوهاى منطقه‌اش وصله‌اى زرد رنگ ، توكرى « 1 » روى لباسهايشان بدوزند تا در مورد آنان تبعيض قايل شود . او فورا به توكرى خان ملقب شد . ( 5 ) بيزارى از هندوها در ماجراى يك شيعهء مؤمن حتى از آن هم شديدتر بود ( شيعيان به هر حال به سبب مقررات سخت و شديد نظافتى معروف هستند ) : محمود امين حافظ ، دستور داده بود كه هيچ هندويى نزديكش نشود ، در صورتى كه يك راجپوتى نزد او مىآمد ، دستور مىداد كه پس از رفتن او خانه را بشويند ، فرشها را بيرون ببرند و خود نيز لباسهايش را عوض مىكرد . ( 6 ) ولى ما دربارهء تغيير مذهب هندوها به صورت رسمى ، مثل مورد يكى از افسران شيواجى ( 1667 ) ، خيلى به ندرت خبرى مىشنويم . همكارى بين هندوها و مسلمانان بيشتر از همه در زمينهء هنرهاى زيبا بود . بخش بزرگى از نقاشانى كه نقاشيهاى مينياتور را به پايان رسانده‌اند ، هندو بودند و اگر حقيقتا تلفيق كاملى بين دو فرهنگ به وجود آمده باشد ، در هنر نقاشى است . تصاوير استادانهء باساوان « 2 » يا گواردهان « 3 » كه جوكىها را نقاشى كرده‌اند ، ( 7 ) تمايل اكبر و جانشينانش را به تصوف هندوئيسم منعكس مىكنند و نظاره‌كننده ، جوكىهاى آلوده به خاكستر را با ناخنهاى هرگز كوتاه نشده و موهاى عمامه شكل پيچ داده يا بلند فروريخته‌شان به همان شكل زنده مثل جوكىها « كانفات » « 4 » كه غالبا با گوشواره‌هاى بزرگ گردشان ظاهر مىشوند ، پيش روى
هامش
( 1 ) .tukri .( 2 ) .Basawan .( 3 ) .Govardhan .( 4 ) .Kanphat .