معروف است . سيستم وام دادن پول تقريبا به كلى در دست آنان بود و برخى از نقاشيها ، هندوهاى وام دهنده را با ليست بلند بالايشان نشان مىدهند . در دورهء مغول حتى به اصيلزادگان توصيه مىشد كه هنگام مشكلات مالى بهتر است نزد هندوى مؤدب متواضع بروند تا نزد حسابداران كاملا خشن مسلمان !
ولى گروهى از هندوها در قديم نقش مهمى را در هند ايفا مىكردند ؛ آنها منجمانى بودند كه در هر موقعيتى از آنها سؤال مىشد و غالبا روى مينياتورها تصوير شدهاند .
اكبر براى نخستينبار در تاريخ ارتباط نظامى را با راجپوتىها آغاز كرد . در ميان معاصران و همرزمان او مطمئنا راجهمان سينگ از امبر ، يك راجپوت كچوههاى ، برجستهترين شخصيت بود . او به ويژه در جنگ عليه فرقهء روشنيه خود را برتر و متمايز ساخت و حتى بدائونى در ارتباط با او شعرى سرود :
يك هندو شمشير اسلام را به اينسو و آنسو حركت مىدهد ! ( 3 )
امروزه هنوز هم شهر مان سهره « 1 » در پيشكوههاى كشمير در گوشهء شمال غربى شبه قاره ، مثل تأسيسات وه نزديك حسن عبدل در كنار جادهء قديم مغولى لاهور به كشمير ، گواهى از نفوذ مان سينگ مىدهد . تودرمال وزير اقتصاد نيز كه براى اكبر اثرى دربارهء فرضيهها و رسوم هندوها تهيه و تنظيم كرد ، و بنا به گفتهء بدائونى در بازگشت از اقداماتى جنگى « به سوى جهنم و رنج و عذاب شتابيد و در عميقترين نقطهء حلقوم جهنم خوراك مارها و عقربها شد » ، ( 4 ) نبايد فراموش شود .
همين مورخ سيل كلماتى پر از نفرت را نثار راجه بيربال دوست صميمى اكبر و موسيقيدان و مصاحب دربار كرده است ، كه به عنوان تنها هندو به دين الهى ملحق شده ، تا « قدم در راه سگهاى جهنم گذارد » .
تعداد هندوها در امور ادارى ، و همچنين در امور نظامى در حكومت فرمانروايان بعدى مغول نيز چشمگير بود و حتى بعضا فزونى يافت . ولى تقريبا مهمتر از همه ، ازدواج اكبر با تعدادى از شاهزاده خانمهاى راجپوتى از جمله دختر بهاگوان داس ، پدر خواندهء مان سينگ ، بود كه بايد مادر سليم جهانگير نخستين پسر زندهاش باشد . او بعدا به عنوان ملكهء مادر به مريم الزمانه « 2 » ملقب شد . چنين ازدواجهايى در دهههاى سالهاى بعدى نيز معمول بود و تصاوير فرمانروايان مغول آشكار اجازهء اين تشخيص را مىدهند كه چگونه پس از خطوط شديد آسياى مركزى چهرهء بابر و حتى اكبر ، اينك خطوط چهرهها روشن و دقيق و رنگ پوست تيرهتر ظاهر مىشوند .
اينكه شاهزاده خانمهاى راجپوتى در كاخ آيين و رسوم خود را اجرا مىكردند ، براى اكبر و جانشينانش بديهى بود ؛ قوانين مذهبى ، ازدواج يك مسلمان را با زنى تحت الحمايه اجازه مىدادند . اينكه برخى از
هامش
( 1 ) .Mansahra .( 2 ) .Maryamaz - zamani .