شريعت او را تحسين مىكردند .
با مرگ اورنگ زيب يك دورهء ثبات سياسى در سال 1707 آغاز شد كه در آن تكوين يك سياست دينى جديد بنيادى غيرممكن بود ؛ رقابت ميان سنىها و شيعهها در دربار مثل قدرت ساير گروههاى مذهبى به فروپاشى حكومت و ظهور حكومتهاى منطقهاى شاهزادگان و بعدا حكومت سلطنتى آوده كه شيعه در آن تسلط داشت ، منتهى گرديد . ولى عرفان همواره يك عنصر مهم در اجتماع مغول بود كه آداب و رسوم و عقايدشان پس از سال 1857 هم كاملا زنده ماند .
مذاهب غيراسلامى
هندوئيسم
موقعيت هندوها از سال 711 مثل تحت الحمايهها بود ، ولى هر يك از سلسلههاى سلطنتى با اكثريت ساكن در شبه قاره به نوعى برخورد مىكرد . جاى سؤال است كه تغيير ايمان و عقايد كى و چه وقت انجام گرفته است و علت آن چه بوده ؟ سر توماس آرنولد ، بيشتر از صدها پيش به نقش صوفيان در اين رويداد اشاره كرده است ؛ هندوها در مراكز صوفيان با يك وحدت آشنا شدند ( همينطور غذا خوردن با هم را ) كه بر ايشان ناشناس بود و ممكن است كه از اين طريق برخى از آنان جذب فرضيههاى مذهبى و اعمال مسلمانان شده باشند . در بازنوشت گفتوگوهايى مثل جوامع الكلام « 1 » عارف بزرگ گزودرز « 2 » ، از گلبرگه « 3 » ، ( ف . 1422 ) گزارشهايى دربارهء كوششهاى او براى هدايت هندوها به راه راست ، از طريق گفتوگوها يافت مىشود . ( 1 ) ولى تئوريهايى هم براى تغيير مذهب به دلايل اقتصادى ارائه شدهاند . ولى اجازهء حل مسئله را به طور كامل را نمىدهد . به هر حال مسلم است كه تازه ايمان آوردهها گاه با بىاعتمادى نگريسته مىشدهاند . برنى مورخ بسيار متعصب ( وفات پس از سال 1350 ) حتى مخالف اين بود كه به يك هندوى تازه ايمان آورده پستى مسئوليتدار واگذار شود . فقط مردانى با اصل و نسب تركى و مردانى از مدرسهء حقوقى حنفى براى چنين پستهايى مناسب بودهاند .
البته اين يك مورد مبالغهآميز است ؛ ولى با وصف اين ، پيش داوريهايى هم باقى مىمانند . ( 2 ) در دورهء اكبر به هر حال وضع هندوها به كلى تغيير كرده است . در حالى كه پيش از حكومت او هندوها را تقريبا در مقامهاى بالاى دولتى نمىيابيم ، در ليست وزيران اقتصاد ايالات از سال 1594 - 1995 كمتر از 8 هندو كه 34 كل تعداد است ديده نمىشوند . اينكه هندوها در مسائل رياضى و مالى بسيار فعال و ماهر بودهاند ،
هامش
( 1 ) .Jawamial - kilam .( 2 ) .Gesudaraz .( 3 ) .Gulbarga .