تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
زمين همان‌قدر پول در مىآوريم كه مىتوانيم ، اگرچه ممكن است كشاورزان گرسنه بمانند يا ناپديد شوند ؛ ما بايد زمين را خشك و لم يزرع باقى گذاريم و وقتى به ما دستور داده مىشود ، آن را ترك كنيم . البته كشاورزان خودشان نيز مايل نبودند كه حتما زمين را به بهترين وجه كشت كنند ، چون سپس يكى از همسايگان كه به خاطر قطعه زمين به خوبى كشت شده ، به آنها حسادت ورزيده است ، مىآمده و مىتوانسته به بهانه‌اى زمين را از آنان بگيرد . در ضمن عين همين رفتار را نيز خيلى از تجار داشتند . آنها خود را به عنوان فقير و نيازمند جا مىزدند تا به دولت شانس اين را كه از آنها ماليات اخذ كند ، ندهند . البته اكبر مراقب بود كه به كشاورزان نيازمند پيش پرداختهايى داده شود ؛ ولى كسى اطلاع نداشت كه تحول و تكامل اوضاع در زمان جانشينان او چگونه است . در ضمن مصيبتهاى پيش‌بينى نشده هم به آنها اضافه مىشدند ، نه فقط بلاهاى طبيعى ، بلكه بلاهاى ناشى از اشتباهات انسانى ، همچنين : تاورنيه گزارش مىكند كه در مزارع ، گاه به رغم ناخشنودى شديد كشاورزان ، فيلهاى دولتى مشغول چريدن مىشدند كه بدين طريق زمين مزروعى كاملا لگدكوب مىشده است ، و در شكارهاى بزرگ كه از زمينهاى مزروعى مىگذشتند ، احديهاى مأمور به وسيلهء فرمانروا نمىتوانستند مانع از لگدكوب شدن غلات به وسيلهء اسبها و فيلها شوند . بدين‌ترتيب جاى تعجب نيست كه برنير از يك روستا گريزى بزرگ در قرن 17 گزارش مىكند ، كه البته روى تمامى زندگى اقتصادى اثر گذاشت . گاه و بيگاه نيز وقتى كه بار ماليات زياد فشار مىآورد ، شورشهايى برپا مىشد ، ( مثل سال 1610 در بيهار ) . ( 1 ) زندگى مردم روستا را بعضا نه فقط منصب‌داران بىمسئوليت ، بلكه قحطيهايى هم كه روستا غالبا ، وقتى كه : دايهء سيه سينهء ابر بهارى و ابر آذروش ، شير باران را از نوزادان گياه دريغ مىداشت . بدان گرفتار مىشد ، سخت و دشوار مىكردند . گاه‌نگاران همواره از چنين بلاهايى كه ظاهرا به‌ويژه در گوجرات ، ملوا ، و برار حادث مىشدند ، گزارش مىكنند . ولى ما توصيفات غم‌انگيزى از قحطى بزرگ سال 1631 در دكن كه دربارهء آن كليم شاعر دربار
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 115 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى