تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
مىشد كه بالغ بر 324 / 37 كيلوگرم بود . در اينجا هم بايد روى نوسانات حساب شود ، ولى با اين وصف وقتى ابو الفضل مىگويد كه به يك يوزپلنگ شكارى درجه يك ، روزانه 5 سير گوشت داده مىشد ، به هر صورت تصورى دست داده مىشود . در زمان اكبر براى اولين بار سيب‌زمينى كاشته شد ( كه البته هنوز هم در هند زياد محبوب نيست ) ؛ ميوه‌هاى فراوان امروزى مثل ، جوفا « 1 » و كوستاردآپل نرم و پرتخم ، نخست در نيمهء دوم قرن 16 پديد آمدند . جهانگير دستور پرورش انواع مختلف انگور را داد و آناناس را وارد كرد ، در حالى كه خربزهء زرد رنگ بسيار مطلوب ، نخستين‌بار در دورهء حكومت شاه جهان در هند كاشته شده است ؛ پرورش‌دهندهء آن پاداش مفصلى گرفت . غلات از همه نوع ، و حبوبات كه همواره اساس غذاى هندى را تشكيل مىدهند ، عادى و معمولى بودند ؛ عدس ، و برنج در صدر محبوبيت قرار داشتند . ابو الفضل اطلاعات دقيقى در اين باره كه ميزان ماليات توليدات مختلف چه‌قدر بوده است ، ارائه مىدارد ؛ چون هر محصول و هر توليدى به نوعى ماليات‌بندى مىشده است ، و در واقع مطابق با آنچه بذرافشانى شده ، و نه آنچه برداشت گرديده بود . البته بدين طريق هنگام بدى محصول ، آفت ملخ و طغيان آبها ، روزهاى بسيار سختى در پيش بودند . جالب توجه است كه نيل بالاترين ماليات را داشت ؛ پس از آن خشخاش بود كه در واقع براى توليد ترياك استفاده مىشد ؛ نيشكر دو برابر بيشتر از گندم ماليات داشت . كشاورزان بنده و برده نبودند . با اين وصف آنها غالبا زمينهايشان را براى جاگيردارها كشت و كار مىكردند و شاخص است كه جهانگير در آغاز حكومتش دستور داد كه جاگيردارها اجازه ندارند زمينهاى كشاورزان را بگيرند و براى خود كاشت و برداشت كنند . با وجود اينكه كشاورزان مىتوانستند زمينهايشان را ترك و مهاجرت كنند ، زندگىشان به هيچ‌وجه ساده نبود ؛ و ما بيشتر از يك‌بار دربارهء شورشهاى كشاورزان كه عليه مالياتها به پا خاسته‌اند ، مطالبى مىخوانيم ، دست‌كم ضمن موضوعات ديگر ؛ چون از آنجا كه جاگيردارها مىتوانستند سريع جابه‌جا شوند ، توجهى زيادى به اصلاحات نداشتند . برنير هرچند منتقدانه مثل هميشه حرفها را در دهان آنان گذاشته ، ولى حالات آنها را تشريح كرده است : چرا وضع اهمال شدهء زمين بايد ما را ناراحت كند ؟ و چرا ما بايد پول و وقتمان را براى حاصلخيز كردن آن هدر دهيم ؟ ما مىتوانيم در يك لحظه آن را دوباره از دست بدهيم و آن وقت زحمات ما نه براى خودمان و نه براى فرزندانمان مفيد خواهد بود . بنابراين از
هامش
( 1 ) .Guavas .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 114 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى