گلويش را بريد و قطع كرد ؛ يك نگهبان زندان كه زندانى مهمى از دستش گريخته بود ، و منصبدارى كه پولهاى دولت را حيف و ميل كرده بود ، دست به خودكشى زدند . خودكشى همسر راجپوتى جهانگير كه خود را با مقدار زيادى ترياك كشت زياد غافلگير كننده نيست . يك نقاشى مينياتور تكاندهنده ، مردى را نشان مىدهد كه خود را حلقآويز كرده است ، شايد داسوانت « 1 » نقاش ، يكى از بزرگترين استادان در دربار اكبر باشد كه گفته مىشود در اواخر دچار اختلالات روحى شده بود و در سال 1584 به زندگىاش پايان داده است . ( 11 )
اقتصاد
نويسندگان هندى و انگليسى آثار بسيار زيادى دربارهء سيستم اقتصادى مغولان تأليف كردهاند كه البته بر اساس زمان و برداشت سياسى مؤلفان دانشمند گاه به نتايجى كاملا متناقض مىرسند . اين وظيفهء يك دانشمند نيست كه بدون تخصص در علوم اقتصادى ، به خواننده تصورى جز به جز از اين مشكلات را ارائه دهد ؛ ولى تعدادى از يادداشتها ممكن است درك موضوع را آسانتر كنند .
در اين ميان بايد در نظر داشت كه در دورهء مغول كل تعداد سكنهء سرزمين بين 100 تا 125 ميليون نفر بود . مسافتهاى طولانى بدون ساخت و ساز بودند و سرزمين خيلى بيشتر از امروز جنگلى بود . البته مغولان علاقهء زيادى به حفظ و نگهدارى جنگلها نداشتند چرا كه در واقع پناهگاهى خوب براى راهزنان و حيوانات وحشى محسوب مىشد .
سياحان اروپايى شگفتزده دربارهء شهرهاى بزرگى گزارش مىكنند كه مىتوانستند با بزرگترين شهرهاى اروپا مقايسه شوند كه تعداد ساكنان آن بالاى 000 / 200 نفر نبود . لاهور در دورهء جهانگير و شاه جهان طبق تخمين بازديدكنندگان بزرگتر از استانبول ، پايتخت تحسينانگيز سرزمين عثمانى به سبب بزرگى و زيبايىاش بود . آگرا بزرگتر از لندن ، و دهلى تقريبا به بزرگى پاريس بود . برخى ديگر از شهرها در آن زمان داراى اهميت بودند ، مثل برهانپور كه مدتها مقر فرمانروايان مغول بود . البته تمام شهرهاى محل اقامت فرمانروايان ، وقتى كه فرمانروا و ملتزمين او حضور داشتند ، پر درخشش و باشكوه نشان داده مىشدند ؛ در غير اين صورت قدرت جاذبهء آنها كاهش مىيافت .
البته روستاها خيلى شبيه هم به نظر مىرسيدند - كلبههاى ساده با اثاث كم ، همانطور كه قانون و قاعدهء سكونتگاههاى ساكنان طبقهء پايين شهر نيز بسيار ساده بودند .
هامش
( 1 ) .Daswanth .