احترام قرار گرفت ) . در روى تصويرى از اكبر نامه گروهى از شورشيان ديده مىشوند كه پيچيده در پوست نزد فرمانروا آورده شدهاند ؛ البته به طور كامل دوخته نشدهاند .
براى اينكه شاهزادگان يا بستگان دور شايستگى حكومت نداشته باشند ، آنها را غالبا كور مىكردند ، چون عدم نقص جسمانى شرط منصب فرمانروايى است . كور كردن كامران ميرزا كه همواره عليه برادر ناتنىاش همايون شورش مىكرد ، نخستين مورد از اين نوع است ، ولى مطلقا تنها مورد نيست و البته فرمانروا بدوا پس از ترديد طولانى ، تحت فشار اميرانش اين تصميمگيرى را كرد . اينكه آفتاب ، شاه عالم دوم كه در سال 1788 به وسيلهء روهيلا دشمن جوانش كور شده بود ، توانست باز هم حكومت كند ، فقط بايد به حساب نفوذ انگليسىها گذاشته شود ؛ در هر حال انگليسىها اربابان واقعى در قلمروى در حال فروپاشى مغول بودند و فرمانرواى بيچاره را تحت حمايت خود قرار داده بودند . گزارشها نشان مىدهند كه عمل كور كردن هميشه هم درست انجام نمىگرفته است ؛ مطمئنترين راه آن با سوزن گداخته انجام مىشده است ، ولى اگر به نحوى ديگر اجرا مىشد ، مىتوانست بسيار دردناك و كم اثر ، مثل مورد كامران ميرزا باشد .
در روزهاى حكومت جهانگير كه غالبا تحت تأثير مواد مخدر و الكل شديدا خشمگين بود ، مجازاتها غالبا هيچگونه ربطى با عمل انجام شده نداشتند . مردى براى خطاى كوچكى در حضور فرمانروا با كالبد زنده پوستش كنده شد ؛ شخص ديگرى كه با حركتى بىاحتياط باعث رميدن يك آهوى خاكسترى هندى كه درست در همان وقت جهانگير به آن نشانه رفته بود ، گرديد ، فورا تيرباران شد . كمرگاه « 1 » ، منطقهء محصور شكار ، با خطر بردگى و در حقيقت تيرباران ، منع ورود داشت .
ولى نوع شاخص اعدام در دورهء مغول لگدمال شدن خطاكار به وسيلهء فيل تا حد مرگ بود . به طورى كه از تصاوير نتيجه گرفته مىشود ، ابتدا دستهاى او را از پشت مىبستند . غالبا فيل آن بيچاره را با خرطوم بلند مىكرد و در واقع قبل از اينكه او را لگدمال كند ، با او بازى مىكرده است . اكبر ، مردى را پنج روز تمام جلو فيلى انداخت كه اجازه نداشت او را بكشد ؛ ( 10 ) سپس او را - احتمالا نيمه جان از ترس - مورد عفو قرار داد . برنير با وحشت اظهار مىدارد كه جهانگير با لذت خاصى اينچنين اعدامها را تماشا مىكرده است - براى ما نگاهى كوتاه به تصاوير بسيار ناتوراليستى مينياتورها كفايت مىكند !
اينكه برخى به دنبال راه چارهاى بودند و به جاى اينكه تن به چنين مجازاتهايى دهند با ميل دست به خودكشى مىزدند ، جاى تعجب نيست . نه تنها هنديان ، بلكه مسلمانان هم با وجود اينكه اين عمل خلاف معنويت و قوانين اسلام است ، دست به خودكشى مىزدند . مظفر ، شاهزادهء گوجراتى ، پس از بازداشت
هامش
( 1 ) .Qamargah .