تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
شمشيرشان به گردنشان انداخته مىشده است و زمانى كه شاهزاده خسرو پس از شورش نزد پدرش جهانگير برده مىشود ، مجبور بوده است دست بسته از سمت چپ به تخت سلطنت نزديك شود . گاه فرمانروا بر عمل خطاكار خط عفو مىكشيد ؛ ولى گاه نيز فرمانرواى بزرگ‌منش ، او را به مكتب تعليم و تربيت ، يعنى به زندان مىفرستاد . مهم‌ترين زندانى كه به‌ويژه براى زندانيان سياسى مورد استفاده قرار مىگرفت ، زندان دژ عظيم گواليور بود كه زيبايى بيرون آن اجازه نمىداد حدس زده شود كه چند صد نفر يا در حقيقت چندين هزار نفر در آنجا ضعيف و ناتوان شده‌اند . عالم بزرگ و اگرچه كمى عجيب و غريب فقه و عرفان ، احمد سرهندى گزارش مىكند كه او در آنجا قدرت عظيم و عظمت خداوند ، مكتب و حكمت اسرارآميز را تجربه كرده است . عدهء زيادى از زندانيان ، به‌ويژه وابستگان خاندان فرمانروا يا ساير مردانى كه از نظر سياسى مشكوك شناخته شده بودند ، در اين زندان به دليل اينكه مجبور بودند هر روز صبح فنجان بزرگى آب كه در تمام مدت شب در آن گرز خشخاشى قرار داشت بنوشند ، دچار ضعف و ناتوانى شده بودند ؛ آنها به تدريج دچار جنون شده و بدين‌ترتيب بىخطر مىشدند . زمانى كه شاه جهان : تمام زندانيانى را كه روزهايشان را در خانهء تنگ و سياه تقدير ، در تاريكى و تنگناى بد و مصيبت گذرانده و روى آسمان و زمين را نديده بودند با يك نيش قلم آزاد كرد ، عملى بزرگ انجام داد . ( 4 ) شورشيان در هر صورت بىرحمانه اعدام مىشدند ؛ آنها دار زده يا به ميخ كشيده مىشدند . چنين صحنه‌هايى گاه نيز در نقاشيهاى مينياتور نمايش داده شده است ؛ آنجا كه به عنوان مثال ابو المعالى شيك پوش ، ولى پيمان‌شكن كه زمانى صميمىترين دوست همايون بود ، پس از اينكه قتل ماهچوچاك ، بيوهء همايون ، به دست او افشا شده بود ، به دار كشيده مىشود . ( 5 ) شيوهء جهانگير در مجازات ، به‌ويژه همدستان پسرش خسرو بىرحمانه بود ؛ آنها به ميخ كشيده مىشدند و خسرو بايد سوار بر فيل از ميان دو رديف تيرهاى برپا كرده در حالى كه به ميخ كشيده‌شدگان در حال مرگ فرياد مىزدند : « خدمت‌گذاران برگزيدهء تو ، تو را ستايش مىكنند ! » ، ( 6 ) عبور كند . غالبا فرمانروا ، « كسى را از سنگينى سر بر روى تنه‌اش خلاص مىكرد » ، اصطلاحى كه از مصرع سرمد ، كه در سال 1661 به دليل رفتار خلاف قانونش سر از بدنش جدا شد ، بهتر قابل درك مىباشد . او با مصرع زير به جلاد سلام گفت :
او قضيه را كش نداد - * چون در غير اين صورت سر درد طولانى مىبود !
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 107 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى