تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
ولى واقعا درياچه زيبائى است و وقتى آفتاب به آن مىتابد مانند آئينه در وسط آن كوير خشك و لم‌يزرع مىدرخشد و از خشونت منظره اراضى نمك‌زار ، مىكاهد . ديگر خيال امين السلطان راحت شد و اطمينان حاصل كرد كه جاده جديد ( كه يگانه جاده تهران و قم شده ) شاهراه خواهد گرديد ، غافل از اين‌كه باز اشكال تازه‌اى بروز خواهد نمود . اداره چاپارخانه بر عهده وزير ديگرى موسوم به امين الدوله بود و امين الدوله هم مانند چهارپادارها از راه جديد اظهار عدم رضايت مىكرد و مىگفت كه هزينه مامورين و كاركنان چاپارخانه‌ها در اين راه خيلى گران است و از امين السلطان مىخواست كه در بهاى خواربار و عليق و غيره تخفيف كلى بدهد و امين السلطان حاضر به تخفيف نمىشد . اين موضوع امين الدوله را واداشت كه مانند امين السلطان جاده ديگرى به وجود آورد و چاپارخانه‌ها را به آن جاده منتقل نمايد و جاده مزبور بيشتر به‌طرف مغرب متمايل مىشود و طولانىتر مىباشد . بنابر آنچه گفته شد به‌جاى جاده قديمى و مستقيمى كه از تهران به قم مىرفت و كوتاه بود ، اكنون دو جاده وجود دارد كه يكى مخصوص عبور كاروان و ديگرى مخصوص عبور پست مىباشد و جاده اول چهارده ميل و جاده دوم بيست ميل از جاده مستقيم اوليه كه غرق شده طولانىتر است . روز دوم بعد از خروج از تهران ، كه روز نهم فوريه بود پس از اين‌كه مهمانخانه حسن‌آباد را در قفاى خود گذاشتيم ، وارد دشتى شديم كه ايرانيها نام آن را ملك الموت دره گذاشته‌اند و به هر طرف كه نظر مىانداختيد ، جز كوير چيزى به چشم نمىرسيد و اگر بتوان رقيبى براى آن وادى لم‌يزرع و حزن‌آور پيدا كرد همانا هزار دره اصفهان مىباشد كه در جنوب آن شهر واقع شده است . من چون مايل بودم كه به ( فولكور ) 6 محلى آشنا شوم ، از چهارپادارها راجع به اسم آن وادى توضيح خواستم و آنها گفتند علت اين‌كه اين دشت را ملك الموت دره
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 253 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها